منازعات قومی در خاورمیانه بخش 1

 به نوشته ی بارت (1996) هویت قومی ترکیبی از ویژگی های عینی تاریخی ، همچون زبان ، دین ، سرزمین ، سازمان اجتماعی ، فرهنگ ونژاد و نیز ویژگی های ذهنی است که گروهی  آنها را برای اثبات هویت خود به کار می برد. قومیت ، حقوق قومی و ادعا های قومی از پیامد های مدرنیته و نظم جدید جهانی هستند، نظمی که از حل هزاران درگیری و رقابت های قومی یا اقلیتی در سرتاسر جهان ناتوان مانده است (Horowitz، 1985) .

قومیت پبرای هموار کردن راه خود در جامعه جنگیده و خونریزی و ویرانی در پی داشته است ( p xi ، 1985، Horowitz)  یکی از نگرانی های عمده ی سیاست گذاران و طراحان افکار عمومی در منطقه ی خاورمیانه درگیری های قومی است . تنها وجود گروه های قومی فی نفسه مشکل ایجاد نمی کند ، بلکه مبارزات آنها برای حق تعیین سرنوشت و استقلال باعث بی ثباتی می شود .  واژه ی قومیت در خاورمیانه تداعی کنند ه ی معنای خاصی است . این واژه در خاورمیانه واژه ای نو تلقی می شود  وبا درگیری ها وتنش های داخلی کشور ها پیوند خورده است . عده ای بر این اعتقاد اند که منازعات قومی در دهه ی 1990 نتیجه ی سیاست های قدرت های استعماری بوده است . استعمار بدون توجه به عامل قومیت ، مرزهای کشور های جدید منطقه را تعیین کرد و گروه های مختلف و متعارض را به زور زیر یک پرچم گرد آورد . موضوع قومیت و حقوق اقلیت ها با موضوعات دولت- ملت ، ملی گرایی ، حاکمیت تود ه ای و ملیت پیوند خورده است . حقوق بسیاری از گرو ه های قومی و اقلیت ها ، در کشور های مانند عربستان سعودی و عراق ، صرف نظر از ایدئو لوژی حاکم بر این کشور ها ، همواره با خشونت نقض شده است . به عبارت دیگر در بحث قومیت و حقوق اقلیت ها بیشتر در باره ی ماهیت دولت و مشروعیت آن سخن راند ه می شود تا حق تعیین سرنوشت یا استقلا ل این گروه ها.

دولت و هویت در خاورمیانه

ماهیت دولت در خاورمیانه بحث قومیت و سیاست قومی در منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار داده است . همه ی حکومت ها منطقه اعم از سلطنتی ، تک حزبی ، امام محوری یا پسا استعماری ، در صدد بوده اند تا مشکلات هویتی ایجاد شده در واحد های سرزمینی را به عنوان پیامد اصلی نفوذ قدرت های خارجی حل کنند . طبیعی است در چنین شرایطی ، تلاش نخبگان حاکم در امر دولت سازی این بوده است که برای غلبه بر وفاداری های قومی، مذهبی، زبانی ، قبیله ای یا طایفه ای ، نهاد های هویتی جدیدی خلق کنند . فرایند یکپارچه سازی به شیو ه های گوناگونی از طرف دولت انجام شد که از آن جمله می توان به استراتژی تهاجمی، جذب و استحاله و حتی تصفیه نژادی و کشتار دسته جمعی اشاره کرد . نخبگان حاکم در منطقه ، همگی با مشکل مشابهی روبه رو شده اند و آن ایجاد هویت های جدید در واحد های سرزمینی است که بتواند طیف گستر ده  ای از گروه های قومی رادر کنار هم گرد آورد .

با تجزیه ی امپراطوری عثمانی و ظهور دولت های مستقل ملی بر صفحه ی جغرافیای سیاسی خاورمیانه پایه های نظام دولت ملت در این منطقه نهاده شد . با ایجاد دولت های مستقل ملی ناسیونالیسم به منظور دفاع از تمامیت ارضی کشور ها و تثبیت مرزهای ملی تقویت شد و مبنای سیاست دولت های این منطقه قرار گرفت .

 

 

تعریف قومیت 

بحث درباره ی قومیت ، حقوق قومیت ها و سیاست قومی در خاورمیانه فی نفسه منعکس کننده ی بروز تغییراتی در در منطقه است . هرچند وحدت و اتحاد گروه های قومی نیز در منطقه وجود داشته است ، اما این اتحاد هیچ گاه سیاست منطقه را تحت تاثیر قرار نداده است . سیاست عموما به اعتبار معیار های طبقاتی تحلیل میشود و عموما تحلیل های مکاتب شرق شناسی و پسا شرق شناسی چنین گرایش دارند. بحث درباره ی گرو های قومی تاحد زیادی به قلمرو مطالعات مردم شناسی و مباحث ایل و قبیله محدود و ازحوزه ی مطالعات دولت و ملت دور شده است .لذا اینجا طرح بعضی از دیدگاه های کلیدی درباره ی اهمیت ، معنی و مفهوم قومیت مفید به نظر می رسد . اسمان و رابینوویچ برای تعریف مفهوم قومیت بین  دو گروه کهنه گرایان و ابزار گرایان تمایز قائل می شوند . ازنظر کهنه گرایان هویت های بنیادین جامعه شاخص های عمد ه ی قومیت وسیاست در منطقه هستند . مثلا اسلام یکی از شاخص های بنیادین است که در شکل دهی سیاست منطقه نقش مهمی دارد . ابزار گرایان ازرابطه ی قومیت و ملی گرایی برداشت عقلانی تری عرضه می کنند. به نوشته ی اسمان و رابینوویچ ، ازنظر ابزارگرایان افراطی یکپارچگی قومیتی تاآن زمانی تداوم می یابد ، که بازدهی داشته باشد . به این معنی که امنیت ، منزلت و سود مالی بیشتری از انشقاق های قومی داشته باشد(1988,p,13) .

در واقع دامنه ی مباحث یا مفاهیم مطرح شده ، تحلیل ها ی فرد را از سیاست های قومی یا تعاملات داخلی جامعه متاثر می سازد . مثلا براون میراث های قومی را از سیاست های قومی که در وفاداری تعصب آمیز گروه ها ، اعم ازدینی ، قومی ، زبانی و قبیله ای منعکس می شود ، عامل مهمی در شکل دهی به فرهنگ سیاسی منطقه تلقی می­کند(1984,p.143) . براون درباره ی تداوم فرهنگ سیاسی خاورمیانه در عصر جدید سخن می گوید  . ساخت این فرهنگ سیاسی مبتنی بر ترکیبی از هنجار های گروه های نژادی ، قومی و مذهبی است که هنگام مواجه با نیرو های نوساز ملت ، ملی گرایی و نهاد های حکومتی ، به طرف وفاداری های سنتی و رفتار مربوط به آن میل می کند . از نظر براون این الگوی فرهنگ سیاسی نشان دهنده ی مقاومت های فرقه ای در برابر تغییرات و جاذبه های نیرو های مذهبی وسیاسی سنتی است.

در گذشته ، مفهوم قومیت حوزه ی گستر ده تری را در بر میگرفت. منطقه ی خاورمیانه که اعراب و فارس ها را در برمی گرفت ، عمد تا منطقه ی عربی در نظر گرفته می شد. با این حال جهان عرب قومیت ها وفرقه های متعددی را شامل می شده است . آنتونی اسمیت یاداور می شود که منظور از گروه های قومی مجموعه های فرهنگی مبتنی بر افسانه ، نژاد، تبار و گذشته ی تاریخی است که با یک یا چند تفاوت فرهنگی مانند دین ، آداب ورسوم و زبان از یکدیگر متمایز می شوند( 1991,p.2).بر اساس این تعریف به گرو های مختلف سراسر خاورمیانه مانند یهودیان ، اعراب ، بربر ها ، فارس ها ، علوی ها ، مارونی ها ، ارمنی ها ، و اعراب مارش ، لفظ قومی تعلق می گیرد  . بعلاو ه اکثر کشور های منطقه شاهد برخورد ها یا تنش های قومی در داخل مرزهای خود بوده اند .قومیت عنصر مهمی در سیاست و هویت منطقه محسوب می شود . با رنگ باختن برخی از هویت ها و ایدئولوژ ی ها ی مربوط به آنها ،هویت های جدید ی برای پر کردن خلاء و بحران ایدئولوژیکی درمنطقه ظهور کرده اند .

هویت قومی ممکن است در قالب اعتقادات و تصورات فردی نیز شکل گیرد ، آنچه که می توان از آن به عنوان "تصورات خیالی " توصیف کرد . اسرائیل بهترین نمونه در این زمینه است . یهودیان تا زمان تاسیس جنبش صهیونیسم در اواخر دهه ی 1890 اقلیتی مذهبی محسوب می شدند . تفکر هرتزل مبنی بر احیای ملت یهود ، این جمعیت پراکنده را به گروه قومی تبدیل کرد که در نهایت مبنای شکل گیر ی دولت اسرائیل شد. اسرائیل بر پایه ی ایده ی احیای مردم یهود و در هئیت مجموعه ای ملی و قومی و نه مذهبی ، دولتی قومی محسوب می شود .ازهمین رو زبان عبری مشخصه ی اصلی این کشور است . بنابر این یهودیان دولت اسرائیل را از طریق اجتماعی خیالی و با هدف ایجاد ، حفظ و بقای ملت عبری زبان در سرزمین مقدس تشکیل دادند . بنابر این در حال حاضر ملت اسرائیل وجود دارد ، به این سبب که یهودیان تفاوت های خود را باور کرده ، به آنها ارج نهاده و از طریق آنها یک دولت ملت پدید آورده اند . برخورد های قومی به واسطه ی نادیده گرفتن حقوق قومی اعراب و عدم شناسایی جامعه ی فلسطین ، به منزله ی جامعه ای مشخص و متمایز ، رخ داد. شکاف قومی میان فلسطینی هاو اسرائیلی ها به قدری زیاد است که قابل ترمیم نیست .  بنابراین هویت های قومی شکل گرفته ، مسائل اساسی و ماندگاری برای کشور های کل منطقه ایجاد کرده اند.

درگیری ها ی قومی درمنطقه فراوان است ، به گونه ای که این موضوع به واقعیتی انکار ناپذیر در زندگی مردم منطقه تبدیل شده است . هرچند که اکثر نظام های سیاسی منطقه به شدت سیاست سرکوب و مخفی کردن مشکلات قومی خود را دنبال کرده اند ، اما به هر حال مشکلات از طرق مختلفی آشکار می گردد. در نتیجه آشکارا  این خطر وجود دارد که درگیری ها ماهیتی قومی پیدا کنند. تراژدی درگیری فرقه ای و جنگ داخلی تنها در لبنان قابل مشاهده نمی شود. هرچند که هویت قومی یکی از هویت های مطرح است که مردم خواستار حفظ و احیای آن اند ، با این حال ، در چارچوب سیاست های منطقه از اهمیت بسیاری برخوردار است . جنگ های قومی ، فرقه ای طولانی در خاورمیانه عمدتا در فاصله ی 1945تا 1989 رخ داده اند ، و بیش از هر نوع درگیری محلی ، منطقه ای و بین المللی دیگری باعث رنج و عذاب مردم شد و بالاترین در صد مهاجران جهان را از خانه و کاشانه ی خود دور کرد .

تجربهتاریخیوفرآیندهایجهانینشانمیدهدکهموجودیتملتهاودولتهای ملیهموارهازدوسوبهچالشکشیدهمیشود. یکیازناحیهتهدیداتخارجیکشورهاوملتهایدیگرودیگریازناحیةبیدارشدنهویتهایخردودرتعارضقرارگرفتناین هویتهاباهویتکلانترملیهمانگونهکهاسمیت می گوید": اکثر دولت های ملی در سراسر دو قرن گذشته 19 و 20 هرچند به شکلی محدود ، با چالش های قومی ، مذهبی و منطقه ای مواجه بود ه اند"

اینمسائلتاآنجاکهبهعواملیچون

/ 0 نظر / 157 بازدید