روابط ایران و عربستان

 

مقدمه :

  

   ایران و عربستان از قدرت های مهم منطقه خاور میانه و علل الخصوص منطقه خلیج فارس محسوب می شوند و هریک درپی افزایش نفوذ خود دراین مناطق و نیز در جهان اسلام می باشند . این خود باعث رقابتی روز افزون بین دو کشور چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی ایران شده است ،هر چند بعد از انقلاب این رقابت در حوزه نفوذ و تاثیر گذاری در میان کشور های اسلامی بیشتر شده ، اما در کل رقابت میان دو کشور بر سیر روابط فی مابین تاثیر بسزایی داشته و فراز ونشیب های فراوانی را طی کرده است . درمسیر این روابط گاه این دو کشور بر سر مسائل منطقه ای ،فرهنگی و مذهبی در مقابل یکدیگر ایستاده اند و گاه بر سر منافع  مشترک  باهم همکاری کرده اند . در این تحقیق ابتدا به بررسی موقعیت جغرافیایی دو کشور سپس مقایسه دو کشور در زمینه های دموگرافیک ،اقتصادی  و ژئو پلیتیک پرداخته میشود . در قسمت های بعد روابط از آغاز تشکیل دولت عربستان سعودی مقارن با حکومت رضا شاه تا به امروز یعنی مقارن با ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت . سعی برآن است تا با واکاوی این روابط و سیر تحولات به این سوال پاسخ داده شود که آیا می توان در آینده شاهد روابط نزدیکتر و همه جانبه میان دو کشور بود ویا اینکه رقابت بین دو کشور مانع ایجاد روابط گسترده تر خواهد شد . در این میان چه عواملی باعث عدم بهبود روابط میشوند و اگر درپی مقصر باشیم  ،بار این تقصیر بیشتر بر عهده ی کدام کشور است ؟ شاید سیر تحولات مابین دو کشور پاسخ بخشی از این سوالات باشد . وآنچه بیشتر ذهن رابه خود مشغول می دارد این است که بهبود روابط آیا سبب ایجاد تحول در منطقه خواهد شد ؟ مطمئنا روابط بهتر دو کشور تحول ساز خواهد بود چه در زمینه های منطقه ای و چه فرامنطقه ای . همکاری بیشتر در اوپک در بعد اقتصادی ، همکاری در سازمان کشور های اسلامی در بعد مذهبی ، همکاری در مسئله فلسطین از بعد منطقه ای و سیاسی و همکاری در خلیج فارس از بعد امنیتی تماما می توانند تحول ساز باشند و کشورهای منطقه را به همگرایی بیشتر سوق دهد . اما بر سر این راه مشکلات عدیده ای قرار دارد که آینده ی روشنی از روابط حسنه و روبه رشد را نشان نمی دهد . به عنوان مثال حمایت های بی دریغ مالی عربستان از طالبان افغانستان  چه در دوران شکل گیری و چه در دروران زمامداری این جریان نقطه ی تاریکی از سوابق عربستان در حمایت از گروههای بنیادگرای افراطی می باشد که مستقیما در مقابل منافع ایران قرار دراند . در عین حال در طرف مقابل نیز عربستان ایران را متهم به حمایت از گروه های شیعی می کند که اقدامات این گروه ها در راستای منافع این کشور قرار ندارند ، هر چند ایران این اتهامات را به صورت رسمی رد می کند و حمایت خود را از بعضی از گروه ها ، بدون دخالت در امور داخلی کشورها ، معنوی می داند که در راستای حل مشکلات این کشورها قرار دارند. به هر حال اتهامات دو طرف به یکدیگر ، تصورات و ذهنیت ها و نیز برداشت های متفاوت از موضوعات یکسان و بعضا اقدامات عملی بر ضد منافع یکدیگر ،مسائلی هستند که روابط دو طرف را در حد معمولی قرار داده است . و در این میان کشورهایی چون اسرائیل و آمریکا منافع خود را در عدم نزدیکی و هماهنگی کشورهای مسلمان به خصوص ایران و عربستان می دانند . شاید این نکته ذکر شود که قبل از انقلاب روابط ایران و عربستان نزدیک و دوستانه بود و در مقابل منافع امریکا قرار نداشت  بلکه  آمریکا از این روابط پشتیبانی می کرد و در چارچوب دکترین دو ستونی نیکسون قرار داشت اما ماهیت نظام قبل و بعد انقلاب ایران اساسا متفاوت می باشند ، در دوران زمامت محمدرضا شاه ایران در جهان اسلام نفوذ چندانی نداشت و ایران نقش رهبری عربستان در میان کشور های اسلامی را پذیرفته بود و در این مسائل وارد نمی شد و دخالت در امور اسلامی را  وظیفه خود نمی دانست ولی بالعکس در دوران بعد از انقلاب مواضع ایران در برابر این قبیل موضوعات به طور کلی تغییر یافت و ادعای ام القرای جهان اسلام را داشت و دارد و این رویکرد مستقیما در مقابل عربستان و یکه تازی این کشور قرار می گیرد . برای روشن تر شدن این مسائل در این تحقیق به صورت مبسوط تر ما بیشتر به روابط و مسائل فی مابین قبل از انقلاب می پردازیم و برای پیوستگی مطالب به یکدیگر وبه عنوان پیشینه روابط دو کشور گریزی نیز به قبل انقلاب زده می شود .

 

موقعیت جغرافیایی ، جمعیتی و اقتصادی :

 

  عربستان سعودی با مساحتی حدود  2149690 کیلومتر مربع در جنوب غربی آسیا قرار دارد .سرزمینی خشک و بدون هیچ رودخانه دائمی و رودها تماما فصلی و موقتی هستند . به خاطر آب و هوای نا مساعد در سواحل گرم و مرطوب و در سایر نواحی گرم و خشک و کم باران زندگی کوچ نشینی اساس نظام اقتصادی این کشور را تشکیل می داد (1).

طبق آمار سازمان ملل جمعیت این کشور در سال 2007 ، 24.735 میلیون نفر تخمین زده می شود (2). که 95 درصد آنها در شهر ها ساکن اند.و بیش از 7 میلیون از این جمعیت اتباع خارجی هستند که برای کار به این کشور مهاجرت کرده اند .اتباع غربی در حدود هفتاد هزار می باشند که در بخش های نفت ، نظامی و صنایع بزرگ به کار مشغول اند. طبق آمار بانک جهانی  نرخ رشد جمعیت این کشور 2.4 و امید به زندگی 73 سال می باشد . درآمد سرانه نیز 22296 هزار دلار می باشد ونرخ رشد GDP   ، 4.3 بوده است . 85 درصد بزرگ سالان دارای سوادند و 97 درصد جمعیت بین 24-15 سال نیز باسوادند (3) .

در سال 2007 جمعیت ایران معادل 71.208 میلیون می بود .نرخ رشد جمعیت 1.5 درصد و امید به زندگی نیز 71 سال بود . در آمد سرانه ایرانیان در حدود 9906 هزار دلار در سال 2007  ثبت شده ، 82.3 درصد جمعیت برزگ سالان ایران دارای سوادند و96.6 درصد  جمعیت بین 15-24  سال باسوادند . نرخ رشد GDP نیز 4.6 درصد است .

 

اهمیت استراتژیک عربستان سعودی

این کشور با واقع شدن در منطقه استراتژیک خاورمیانه و خلیج فارس همچنین ویژگی های فرهنگی و اقتصادی اهمیت ویژه ای دارد .عربستان تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همواره به عنوان یکی از دو ستون استراتژی آمریکا در دوره نیکسون در منطقه بود . پس از سقوط شاه عربستان توانست نقطه قابل اتکایی در جهت جانشینی ایران درآید و به همراه پنج کشور دیگر حوزه خلیج فارس  و کمک آمریکا به عنوان پدر خوانده صادرات نفت را تضمین کند .موارد اهمیت استراتژیک عربستان را می توان می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

وجود حرمین شریفین ، دارا بود ن 26 درصد ذخایر نفتی جهان و نقش قاطع این کشور در اوپک ، نقش آفرینی در  سازمان کنفرانس اسلامی (دبیر خانه سازمان در جده می باشد و بیشترین بودجه آن را این کشور تامین می کند )، نفوذ در کشورهای اسلامی ، عضویت در اتحادیه عرب ،موقعیت ژئوپلیتیکی ، عضویت در شورای همکاری خلیج فارس که ازبانیان اصلی آن می باشد و نقش اصلی را در این شورا دارا می باشد ،روابط استراتژیک با غرب و به ویژه آمریکا( آمریکا اولین شریک تجاری عربستان است) و هم جواری با ایران و عراق...

نگاهی گذرا به قدرت یابی آل سعود :

تایکی دو قرن پیش نامی از آل سعود در تاریخ نبود .آل سعود در سرزمین نجد (به معنای سرزمینی اندکی مرتفع) زندگی می کرد که از سرزمین های مرکزی شبه جزیره است و در همسایگی حجاز قرار دارد .محمد بن عبد الو هاب ا ز اهالی نجد بود که از آغاز جوانی به مطالعات دینی و علمی  پرداخت وضمن سفر به بغداد  ، بصره ودمشق تحت تاثیر آموزش های ابن تیمیه فقیه و محدث و متکلم حنبلی قرار گرفت که مخالف آزاد اندیشی و خواهان بازگشت به سنت های صدر اسلام بود و بیش از همه با عقاید شیعه مخالف بود و کتب نهاج السنه و زیارة القبور رادر رد عقاید تشیع نگاشت . عبدالو هاب با تاثیر از این اندیشه ها  به تبلیغ افکار خود پرداخت که تقریبا ازهمه جا رانده شد ودر نهایت رهسپار شهر درعیه شد و در آنجا با محمد بن سعود شیخ قبیله هم پیمان شد (1749 م). ملاقات این دو سرآغاز حرکتی شد که در عرض هفتاد سال این امیر نشین کوچک را گسترش داد و به یک پادشاهی تبدیل کرد . قدرت معنوی در دست محمد ابن عبدالوهاب و رهبری سیاسی و نظامی برعهد ه ی محمد بن سعود قرار داشت . در طول قرن نوزدهم این خاندان توانست با ضرب شمشیر نواحی زیادی رافتح کند و گاهی نیز توسط قوای عثمانی یا مصر با شکست روبه رو گشتند .در راه بسط قدرت خویش از هیچ اقدامی فروگذار نکردند و با عقاید متعصبانه ی خود حتی دو بار به شهر های مقدس شیعی در عراق حمله بردند ، یکی در سال 1802 ودیگری در سال 1856 م که در کربلا بارگاه امام حسین (ع) را باخاک یکسان کردند (5). در نتیجه ی ضعف عثمانی در اوایل قرن بیستم آل سعود توانست از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را برده و با شکست خاندان آل رشید ( طرفدار عثمانی ها ) ریاض را فتح نموده و بر کل نجد تسلط یابند .با شروع جنگ جهان اول عبد العزیز بن عبد الرحمن با انگلیسی ها همپیمان شد مواضع خود را برعلیه عثمانی ها تغییر داد. و در نهایت با فتح مکه در 1924 و فراری دادن خاندان هاشمی توانستند قدرت خود را برکل شبه جزیره گسترش داده و عربستان سعودی به عنوان واحدی یک پارچه در قرن بیستم وارد معادلات روابط بین الملل گردد.

 بررسی روابط ایران و عربستان قبل از انقلاب

این دو کشور در در سالهای آغازین قرن بیستم در عرضه ی منطقه ای و نظام جهانی ، ساختار های اجتماعی ،اقتصادی ، تجارب متفاوتی داشتند .ایران در این سال ها دچار دگرگونی های اجتماعی – سیاسی مهمی شد .نخستین تحول اجتماعی –سیاسی جهان اسلام در دوره ی معاصر یعنی انقلاب مشروطیت در سال 1285 شمسی روی داد . در این دوران شبه جزیره ی عربستان از مناطق حاشیه ای امپراطوری عثمانی محسوب می شد و دگرگونی اجتماعی خاصی در آن دیده نمی شد . عصبیت قبیله ای در تاریخ سیاسی شبه جزیره نقش مهمی را داشته ، درگیر ی میان خاندان هاشمی وآل سعود برای چیرگی بر شبه جزیره نمونه ای بارزی در پایه گذاری دولت های محلی است (4).

صنعت نفت عربستان که اواسط سد ه ی بیستم به عامل اصلی قدرت سیاسی – اقتصادی عربستان تبدیل شده بود ، در حدود سی سال بعد از ایران و کسب اولین امتیاز نفت خاورمیانه (قرارداد دارسی در1903) رونق گرفت . می توان گفت که بسط و گسترش قدرت خاندان آل سعود در اوایل قرن بیستم همزمان با اکتشاف و استخراج نفت در خاور میانه همراه گشت و  کشف نفت در شرق عربستان توانست به عامل مهمی در ماندگاری این خاندان در قدرت تبدیل گردد . تا قبل از کشف نفت عربستان کشور مهمی به شمار نمی رفت اما بعد از استخراخ نفت در برنامه ها واستراتژی های کشور های قدرتمند جای خود را باز کرد  و در ردیف کشور های مهم و استراتراتژیک  قرارگرفت .

روابط ایران با عربستان بیشتر محدود به مسائل حج بود و در ابتدای به قدرت رسیدن آل سعود ایران در برقراری رابطه با شبه جزیره دچار سردرگمی بود و سیاست صبر و انتظار را پیشه کرده بود تا تکلیف جنگ داخلی در عربستان معین گردد. روابط این دو کشور را در دوران رضا شاه به چهار دوره می توان تقسیم کرد :

1- دوره ی نخست : دوره ی بدگمانی و تردید ایران به ماهیت رژیم جدید در شبه جزیره که از سال 8ـ1304 به طول انجامید .

2- دوره ی دوم : دوره ی به رسمیت شناختن رژیم جدید و روابط با آن .

3- دوره ی سوم :دوره ی بهبود روابط و برقراری مناسبات سیاسی- راهبردی دوستانه دو کشور .

4- دوره ی چهارم : دوره ی تزلزل روابط که با نزدیک شدن سال های بحرانی و پرآشوب پیش از جنگ جهانی دوم آغاز گشته و بابرکناری رضاشاه به پایان رسید (6).

در سال 1928م/1308ش دولت ایران پادشاهی نجد و حجاز را به رسمیت شناخت و عهد نامه مودت در تاریخ 2 شهریور 1308 به امضا رسید . حبیب الله هویدا به عنوان سفیر ایران به حجاز اعزام شد . در سال 1311 ش ولیعهد فیصل بن سعود به ایران مسافرت کرد(7).

در فروردین 1315ش دولت ایران تصمیم گرفت سفارت خود را در عربستان تعطیل کند و مسولیت امور را به سفارت ایران در مصر بسپارد . و حضور کنسول گری را در آنجا مکفی می دانست . بعد از آن روابط در سطح پایینی ادامه پیداکرد و تنها به امور مربوط به حجاج پرداخته می شد . این روابط با شروع جنگ جهانی دوم و برکناری اجباری رضا شاه همچنان در سطوح پایین بود و دوکشور درگیر مشکلات خاص خود بودند .

موضوع مهم در این سالها قطع روابط با عربستان به دلیل اعدام یک زائر ایرانی بود که عربستان بر درست بودن آن اصرار داشت . این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت در گرما گرم طواف دچار مشکل مزاجی می شود و استفراغ می کند ،ماموران سعودی او رابه بی احترامی به خانه خدا متهم می کنند و نزد قاضی شرع می برند ، قاضی نیز حکم به اعدام اومی دهد و ابوطالب همان دم گردن زده می شود (8).این حادثه باعث قطع روابط از سال 1323 تا 1327 می شود . این روابط در سال 1327 و با نامه ای از جانب عبد العزیز به محمد رضا شاه دایر بر از سرگیری روابط ایران وعربستاان و فرستادن وزیر مختار به دربار یکدیگر دوباره از سرگرفته می شود .

 

روابط در دوران زمامت محمدرضا شاه

- دوستی ایران و عربستان دردوره ی جنگ سرد عربی (1967-1954)   

دو دهه ی 1950 و 1960 دور هی ویژه ای برای خاورمیانه بود و جهان عرب به دو اردو گاه دشمن ،محافظه کاران و رژیم های شبه سوسیالیستی عرب تقسیم شد . در این شرایط که جهان به اردوگاه خصم شرق وغرب تقسیم گشته بود ایران با اتخاذ سیاست اتحاد با غرب و حفظ وضع موجود با عربستان همیشه محافظه کار و نیز متحد با غرب دارای سیاست های مشترکی شد و این خود باعث افزایش روابط و در یک راستا قرار گرفتن دو کشور در خاورمیانه شد . ایران وعربستان نه تنها با گسترش کمونیسم در منطقه مخالف سرسخت بودند بلکه دشمنان منطقه ای چون ناصریسم و بعثیسم نیز داشتند این مشترکات سبب شد تا مسائل اختلاف برانگیز چون حج ، پیمان بغداد و روابط ایران واسرائیل ناچیز جلوه کند . این روابط حسنه سبب ایجاد ثبات نسبی در خلیج فارس شده بود که حفظ امنیت این منطقه از اهداف استراتژیک دو طرف بود .

پس از کودتای 1332 در ایران ، عبد العزیز بن سعود بنیانگذار عربستان سعودی در اوایل قرن بیستم نیز درگذشت(تاکنون پنج تن از فرزندان عبد العزیز یعنی  سعود ،فیصل،خالد،فهد و عبدالله به سلطنت رسیده اند ) و ملک سعود جانشین او شد ، او در سال 1955 به ایران سفر کر د و مذاکرات امنیتی ، سیاسی و اقتصادی بین دو طرف صورت گرفت (9).

در سال 1957 شاه به عربستان سفر کرده و به مدت شش روز درآنجا اقامت می کند و اختلافات به وجودآمده بر سر استفاده نام خلیج العربی در رسانه های عربستان که به تحریک ناصر صورت گرفته بود ،خاتمه یافت . این سفر با تعویق چندماهه صورت گرفت که علت آن سفر امیر بحرین به عربستان بود که ایران ادعای مالکیت آن را داشت .

روی کار آمدن ناصر در مصر و بحران کانال سوئز برگی دیگر از نگرش ایران وعربستان به رویداد های منطقه بود .ایران در این درگیری حالت بیطرفی اتخاذ کرد چراکه انگلیس عضو پیمان بغداد بود وعلت بی طرفی ایران نیز به همین خاطر بود اما عربستان از مصری ها و ناصر حمایت کرد .

ایران وعربستان بعد از جنگ جهانی دوم وشروع جنگ سرد در استراتژی های آمریکا دارای نقش و جایگاه ویژه ای بودند تا از نفوذ کمونیسم از طریق آنها در منطفه جلوگیری به عمل آید . دکترین آیزنهاور  در سال 1957 بیان میداشت که آمریکا در برابر تهدیدات شوروی از دولت های خاورمیانه ازلحاظ سیاسی ، نظامی و اقتصادی حمایت می کند . از این دکترین ایران وعربستان و کشورهای میانه رو عرب چون عراق ، اردن و لبنان حمایت کردند .در واقع این دکترین آغاز جنگ سرد عربی بود .این دکترین عامل دیگری در نزدیکی ایران وعربستان قلمداد می گردد. مواضع این دوکشور در بحران های لبنان و اردن که در آنها شورش های توسط طرفداران ناصر و پان عربیسم صورت گرفته بود ،مشابه بود . این بحران ها با مداخله انگلیس در اردن و آمریکا در لبنان خاتمه داد ه شد. کودتای 1958 عراق و سرنگونی خاندان هاشمی و روی کار آمدن عبد الکریم قاسم نیز مواضع دو کشور را به هم نزدیک تر کرد .

با اعلام انگلیس مبنی بر خروج از منطقه خلیج فارس در سال1971 کشور های منطقه نگران امنیت آن بودند ،ایران آمادگی خود را برای همکاری با کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام کرد اما کشور های عرب این منطقه بیشتر مایل بودند برنامه ی مشترکی را بین خود برای حفظ امنیت به اجرا گذارند تا اینکه به همکاری امنیتی با ایران بپردازند. ایران در پی اعلام دکترین نیکسون مبنی بر واگذاری دفاع از مناطق به کشور های عضو منطقه در سال1969 ،خودرا ژاندارم منطقه می دانست و پس از خروج انگلیس از حوزه ی خلیج فارس حفظ امنیت این منطقه را وظیفه خود می دانست که این اقدام ایران با واکنش های سرد و ترس دولت های این حوزه از بلندپروازی های محمدرضا شاه همراه گشت. حتی شاه ایران تا آخرین سال های سلطنت تلاش می کرد تا طرح قراداد امنیتی را در این منطقه با همکاری کشورها ی  این حوزه به اجرا گذارد که با جواب رد این کشورها و به خصوص عربستان مواجه گشت .

در آوریل 1975 ملک فیصل ترور شد و خالد جانشین او شد ..روابط دوستانه و نزدیک دو خانوادهی سلطنتی تا انقلاب ایران در 1979 ادامه یافت و مسائلی چون بحرین ،جزایر سه گانه و قیمت گذاری نفت نتوانست مشکل چندانی در این روابط ایجادکند . در 1979 میلادی انقلاب اسلامی در ایران به ثمر رسید و شاه تنها جای که  می توانست عمر خود را به سر کند مصربود و این میزبانی مصر بیشتر به خاطر دوستی با انورسادات بود که شاه توانسته بود در راستای سیاست های آمریکا او را ترغیب به صلح با اسرائیل کند و کمک های مالی شایانی رادر کنار عربستان به مصر عرضه دارد .

روابط دو کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

عربستان در ابتدا سیاست احتیاط و سکوت را پیشه کرد و نظاره گر اوضاع بود ولی بعد از مدتی به صف دیگر کشورها پیوست و برای تبریک پیروزی انقلاب اسلامی هیاتی بلند پایه به سرپرستی دبیرکل رابطة العالم الاسلامیه به ایران فرستاد .ملک خالد در اولین عکس العمل خود برپایی حکومت اسلامی رادر ایران مقدمه نزدیکی و تفاهم هرچه بیشتر دو کشور خواند و فهد ولیعهد نیز گفت : برای رهبریانقلاب ایران احترام زیادی قائل هستیم. بنابراین در روزهای اول انقلاب روابط دو کشور از سیر عادی برخوردار بود(10) .

این مرحله تأیید جمهوری اسلامی توسط دولت عربستان، با تأسیس دفتر جبهه آزادیبخش شبه جزیره عربستان در تهران و گردهمایی جنبش های آزادیبخش و نیز برگزای  نخستین حج توسط حجاج ایرانی، همراه با راهپیمایی برائت از مشرکین، جای خود را به مخالفت های پنهانی این کشور علیه ایران داد. عربستان به تدریج موضع گیری تند خود را علیه ایران در مطبوعات آن کشور نمایان ساخت. در مقابل، مقامات ایران نیز از ارتباط نزدیک عربستان با امریکا وسیاست های آن در قبال روابط عرب ها و اسرائیل انتقاد کردند(11). در واقع انقلاب ایران زنگ خطری بود برای کشورهای حاشیه خلیج فارس و به خصوص عربستان که سیستم حاکمیت آنان نیز مشابه ایران قبل از انقلاب بود به صورتی که  یک فرد در راس قدرت قرار گرفته که این فرد در مقابل چالش ها و مخالفت های داخلی تنها متکی به قدرت های خارجی و به طور ویژه حمایت های ایالات متحده بودند . این موضوع هم ناتوانی مستمر برای خودیاری و هم ترس  ریشه دار عمیق از رها شدن به وسیله ی حامی و متحد سابق را منعکس می کند – همان مسئله ای  که برای شاه در 1979 اتفاق افتاد. این ترس مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی  با مجموعه آشوب های در سطح منطقه خلیج فارس همراه گشت و به همین خاطر حاکمان این منطقه با بدبینی به انقلاب ایران واکنش نشان دادند و شعار صدور انقلاب را خطری برای حکومت خود در نظر گرفتند .انقلاب ایران باترکیب جمهوریت و اصول گرایی شیعی به روابط نزدیک تر عربستان و آمریکا انجامید و هر دو کشور با نگرانی های مشترک درصدد مهار انقلاب در آمدند. این رویداد باعث شد تا کشورهای منطقه خلیج فارس بیش از پیش به آمریکا وابسته تر شوند و برای حفظ خود در برابر امواج انقلاب اسلامی ، تدریجا مقدمات حضور گسترده ی نظامی آمریکا را در این منطقه استراتژیک فراهم آوردند و نقش قیّمی این کشورها تا به امروز بر عهده ی آمریکا می باشد .

 

همچنین پیروز انقلاب ایران به عنوان یک انقلاب شیعی باعث شد شهامت و قدرت به شیعیان محروم سراسر جهان دمیده شود و همین امر باعث شد که ابتدا در 20 نوامبر 1979 عده ای از ناراضیان مسجد اعظم مکه را به تسخیر خود درآوردند که در این راه تعداد زیادی از مردم نیز با آنها همراه شدند این گروه یک سری از افراد سنی مذهب متعصب بودند. به دنبال آن موجی از ناآرامی ها سراسر خلیج فارس را فرا گرفت. روز 28 نوامبر شیعیان الا

/ 3 نظر / 140 بازدید
mehdi

dstet dard nakone donbale ye tahghighe in jori migashtam ta be ostad erae bedam zahmat keshidi

مرتضی

بسیار سپاسگذارم از اطلاعات مفیدتون

بیگی

سلام دست شما درد نكنه من اصلا آشنايي با رابطهء ايران و عربستان نداشتم مقالهء شما براي من خيلي روشن و كامل بود ازتون ممنونم