مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

کانون های بحران منطقه ای بخش 1
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳
 

 

 

 

نقاط متعددی در جهان وجو دارند  که در انها مبارزات پیجیده ای برای کسب قدرت وبرقراری صلح در جریان است ،که شامل هند- پاکستان، شبه جزیره کره،تایوان ،خاورمیانه واورسیا میشوند.این کشمکش ها به طور با لقوه بر منافع قدرتهای بزرگ تاثیر میگذارد.بعضی از جریانات میتواندباعث بروز بی ثباتی شوند ماننددستیابی هند وپاکستان به سلاح هسته ای از سوی دیگرمیتواند باعث بازدارندگی وگشوده شدن باب مذاکره نیز شود.هدف این فصل این است تا مشخص کند چرا این مناطق کانون های اصلی بحران تا سال 2006بوده اند وچقدر نتایج وپیامد های ان جدی بوده ا ند.

 

 

 


-هند- پاکستان

 

هند وپاکستان بیشترین احتمال درگیری را در اغاز قرن 21ازخود نشان دادند.سلاح هسته ای خطری بالقوه دراین جریان میباشد.در این میان منطقه کشمیر مورد مناقشه قرارگرفته است.بعد از استقلال پاکستان سلسله جنگ هایی بین دو طرف در سال های 1947،1965،1971،1987،1990صورت گرفت.در حالیکه منافع عمیقی درصلح دارند،هر دو اماده جنگ اند.با وجود فقرشدیددر دو کشور وچالش های جدی توسعه اقتصادی ،سرمایه گذاری هنگفتی را در بخش نظامی انجام داده اند.در سال 1998 دو کشور به طوررسمی دستیابی خود را به تسلیحات هسته ای اعلام کردند.در هند با وجودحکومت دموکراتیک ومردمی کنترل غیر نظامی بر ارتش وجود دارد،ولی درپاکستان قدرت از طریق کودتا های فراقانونی جابه جا میشود.با توجه به این چالش ها سلسله تلاش های دیپلماتیک در سطح بالا برای کاهش خطر جنگ اغاز گردیده است.

 

-موازنه ی قدرت وتسلیحات هسته ای

هند وپاکستان دارای قدرت نظامی قابل ملاحظه ای هستند اما موازنه ی سنتی قدرت همیشه بنفع هند بوده است.از دهه 1960 هر دودرپی برتری نظامی از طریق دستیابی به تسلیحات هسته ای بوده اند.در بهار 1998 در پی آزمایشات هسته ای تنش به اوج خود رسید.این بن بست هسته ای جدی ترین بن بست از زمان بحران موشکی کوبا در 1962 بین شوروی وآمریکا بود.

نه هند ونه پاکستان توان وارد کردن ضربه ی دوم را دارند ومیزان تسلیحات برای دو طرف پایین میباشد.در این شرایط طرفین انگیزه ی زیادی برای حمله اول و نابود سازی توان مقابله به مثل هسته ای طرف مقابل را دارند.دو طرف در مسابقه نظامی توسعه توان موشکی قرار دارند گر چه از لحاظ مالی محدود شده اند.دستیابی به موشک هایی با قابلیت حمل کلاهک هسته ای،موشک هایی با برد کوتاه وبلند ،تولید موشک های کروز وچند مرحله ای و بین قاره ای بخشی از این مسابقه تسلیحاتی میباشد.

هر گونه تبادل هسته ای عواقب مخربی را درپی  خواهدداشت.درشبیه سازیهای مختلف جنگ هسته ای در مجموع میلیونها کشته وزخمی بر جای خواهند ماند وتعشعات رادیو اکتیوی جان میلیونها انسان را به خطر خواهد انداخت. در جنگ علیه تروریسم امریکا بر حمایتهای مالی ونظامی خود به پاکستان افزوده است وهند نیز به عنوان متحدی استراتزیک در مقابل چین میباشد.نگرانی آمریکا در پاکستان مربوط به زراد خانه ی هسته ای این کشور می شود که در معرض خطر دستیا بی اسلام گرایان افراطی وتروریستها  قرار دارد،که این خود باعث عواقب نگران کننده ا ی برای منطقه میشود.

 

-شبه جزیره کره

 

این شبه جزیره شامل دو کشور متخاصم وازلحاظ نظامی بسیار مجهز میباشد.منافع آمریکا وهمچنین قدرت های منطقه یعنی چین وژاپن وتاحدودی روسیه انها را با این منطقه درگیر میکند. رژیم کره شمالی از معدود کشورهای با نظام توتالیتر میباشد ودر جهان بسیار منزوی میباشد.کره جنوبی داری متحد قوی یعنی امریکا میباشد که سربازانی را در نزدیکی مرز دو کره مستقر کرده است.کره شمالی این موقعیت خطرناک را با تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای وتوانایی موشکی دور برد مرتفع کرده است.

رهبری کره شمالی بر مبنای شخصیت کاریزماتیک حول کیم جونگ ایل وپدرش کیم ایل سونگ شکل گرفته است.با جمعیت 22.5 میلیون نفری که ازلحاظ اقتصادی در مضیقه قرار دارند.به طوری که دردهه 1990 در حدود دو میلیون نفردر اثر کمبود مواد غذایی تلف شدند. بالغ بر 200هزارنفرزندانی سیاسی درکره شمالی وجود دارند.در همین حال یک سوم کل تولید داخلی را در بخش نظامی هزینه میکند.ارتش بزرگترین کار فرما،خریدارومصرف کننده این کشور میباشد.از لحاظ شمار نیروهای نظامی کره شمالی از کره جوبی برتر است اما کره جنوبی دارای تجهیزات مدرنتری است ومانورهای مشترکی با امریکا دارد .امریکا 34500 سرباز را درمرز دو کره مستقر کرده است.چند سناریو در مورد جنگ دو کره ودخالت امریکا مطرح گردید که به تحرکات دو طرف وبرتری طرفین پرداخته میشود .واز احتمال کاربرد بمب شیمیایی وسمی توسط کره شمالی  واز حمله بازدارنده امریکا به تاسیسات هسته ای کره بحث شده است.در یک حمله ناگهانی به سئول احتمال کشته شدن یک میلیون نفر می رود.

 

محیط هسته ای

در سال 2002 کره شمالی اعلام کرد موادی را به کاربرده که میتواند در سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گیرد.این موضوع توافق بین امریکا و کره را مبنی بر توقف تولید سوخت هسته ای در مقابل کمک های اقتصادی امریکا وراه اندازی راکتور آب – سبک برای تولید انرژی را ملغی کرد.کره سلاح هسته ای را به عنوان عامل بازدارنده برای جلوگیری از حمله امریکا در نظر می گیرد.سلاح اتمی به کره شمالی کمک می کند تا بین کره جنوبی وامریکا فاصله بیندازد.در دهه ی1990 کره جنوبی از در دوستی با کره شمالی درامد که این سیاست به سیاست "sunshine " معروف بود .نسل جدید کره جنوبی خواهان پایان تنش بین دو کره است.دسستیابی کره شمالی به بمب هسته ای به طور قابل ملاحظه ای ساختار استراتژیک منطقه را تغییر داد.واشنگتن ترجیح میداد تا مستقیما با کره شمالی وارد مذاکره نشود واز یک ساختا رچند جانبه حمایت میکرد.این رویکرد بر اساس فشار بر کره برای بازداشتن این کشور از تهدیدات خصمانه اش وبهبود روابط با چین وکره جنوبی قرار داشت .در طرف مقابل کره شمالی تلاش میکرد  با فشار بر امریکا به یک توافق عدم تجاوزدست یابد که با شکست روبه رو گردید.

چند مساله ممکن است منجر به کشمکش در شبه جزیره شود .اگر کره جنوبی به این نتیجه برسد که تعهد امریکا نسبت به امنیتشان توخالی وپوچ است در پی دستیابی به بازدارندگی هسته ای برایند.چناچه که در سال 2004 اعلام کرد تعدادی از دانشمندانش غنی سازی لازم برای سوخت مورد استفاده در سلاح هسته ای را ازمایش کردهاند.در دهه 1970 کره جنوبیگزینه هسته ای را مورد مطالعه قرار داد اما با پیوستن به NPT آن را رها کرد.اما پیام در تابستان 2004 بر وجود توانایی ساخت سلاح هسته ای ودر نتیجه بازدارندگی دلالت داشت.پیامد دیگر سر باز زدن امریکا از تعهد امنیتش در شمال شرقی اسیا میتواند منجر به عزم ژاپن به گسترش و ملی سازی ارتشش شود ودر نتیجه منتهی به برنامه بازدارندگی هسته ای شود .واین باعث نگرانی امنیتی چین ومتعا قبا شروع مسابقه یتسلیحاتی جدید در منطقه می شود.یک موازنه جدید قدرت یا در بدترین حالت یک رشته واکنش های هسته ای.

 

 

 

تایوان

 

تنش میان چین وتایوان به انقلاب کمونیستی چین بر می گردد،زمانیکه رهبر طرفدار امریکا وانگلیس Chiang Kai-Shek توسط شورشیان کمونیست به رهبری Mao Tse-Tung شکست خورد.درسال 1949 Chang و طرف دارانش به تایوان نقل مکان کردند و ادعا کردند نماینده واقعی چین هستند .تایوان بعضی از مولفه های استقلال مانند قانون اساسی ،حکومت نمایندگی وارتش را دارا می باشد اما به طور رسمی استقلال خود را اعلام نمی کند  به دو دلیل: 

1-برای چین اعلام استقلال تایوان به عنوان  دلیل قانونیومنطقی خواهد بود تا از ان برای کاربرد نیروی نظامی علیه جزیره استفاده کند.

2-هر چند امریکا از خود مختاری تایوان حمایت میکندو تعهد دفاعی نظامی نسبت به ان دارد اما این تا جایی است که چین رابا اعلام استقلال تحریک نکند.

ایالات متحده امریکا مانند اکثر اعظای جامعه جهانی تنها یک چین رسمی را به عنوان سیاست خود در نظر مگیرد.به هر حال امریکا توسط لابی داخلی طرفدار تایوان تحت فشار است.وقتی این رابطه با مشکل روبه رو می شود که امریکا در پی ایجاد موازنه بین تایوان با موقعیت استراتژیک وبازارمناسب وچین به عنوان یک قدرت در حال ظهور برآید.یک خطا واشتباه درسیاست حمایت از تایوان می تواند ریسکی باشد تا برتری امریکا در اسیا ی شرقی با چالش روبه رو شود. یعنی باعث تردید ژاپن در رابطه اش با امریکا به عنوان متحدش شودو ژاپن رابه ملی سازی ارتش وتوسعه تسلیحات هسته ایش ترغیب کند. با دستیابی به تایوان ،چین یک نقطه استراتژیک را در دست خواهد گرفت ومیتواند موقعیت دفاعی خود را از شمال تا جنوب گسترش دهد. مساله تایوان در چین به کانون تفکرات ملی گرایی وغرور ملی تبدیل شده است .رهبران چین نگران یکپارچگی وانسجام ان هستند،این درحالی است که گرایشات جدایی طلبانه در استان های تبت و ژینجانگ نیز وجود دارد .بنابراین چین وتایوان با فشارهای جدی داخلی روبه رو هستند که میتواند منجر به جنگ شود اما احتمالا ترجیح مدهند از ان اجتناب کنند.

با مقایسه قدرت نظامیدو طرف می توان اذعان کرد توان نظامی چین بسیار گستردهتر از تایوان است.این برتری در شمار نفرات محرز است ودر زمینه ی تجهیزات چین به پیشرفت هایی در ساخت موشک ،جنگ الکترونیکی ،اطلاعات جنگی،عملیات ویژه وموشک های بالستیک دست یافته هر چند در بعضی موارد چون جنگنده های نسل چهارم تایوان دارای برتری است.

در حال حاضر چین دلایلی بر عدم استفاده از نیروی نظامی علیه تایوان دارد.یکی از موارد به بازیهای المپیک 2008 پکن بر میگردد.دلیل دیگر اولویت قراردادن توسعه اقتصادی است .بنابراین درگیری ومشغله اش در اقتصاد جهانی بسیار مهمتر از مساله تایوان است .

براوردهای نظامی امریکا نشان میدهد که چین توانایی جنگ با تایوان را تا قبل از سال2010 ندارد .امریکا از ناحیه ی موشک ها ی بالستیک چین مورد تهدید مضاعف قرار دارد .این پتانسیل هسته ای آزادی عمل امریکا را در برابر تعهداتش در قبال تایوان با محدودیت روبه رو کرده است .

چین برای حملهFront-on  به تایوان امادگی ندارد وشاید تا چند دهه ای اتفاق روی ندهد .رهبران چین موضوع یکپارچگی دوباره را تقریبا برای سال 2020 برنامه ریزی وبررسی کرده اند.

اوضاع دشوارتایوان با نیاز به تغییرات عدیده در تواناییها وامکانات نظامی اش  پیچیده تر می شود .محدودیت ها ی مالی مدرن سازی تجهیزات ونیروهای نظامی را با مشکلات فراوان روبه رو کرده است .تدارک سیستم های دفاع موشکی با سرعتی بسیار کند به پیش می رود ،ابتکارعمل واستراتزی انعطاف پذیری در مانورها توسعه داده نشده است. با توجه به اسیب پذیری تایوان ،اینکشور میتواند تسلیهات هسته ای خود را توسعه دهد .مطمئنا این عمل با موضع گیری منفی چین روبه رو خواهد شد وحتی بر روابط با امریکا نیز تاثیر خواهد گذاشت.اما کارشناسان ورسانه های تایوان با وجود این موضوع استدلال میکنند که تنها راه اطمینان حاصل کردن در مقابل چین توسعه زرادخانه ی تسلیحات هسته ای است.درسال 1970 تایوان برنامه ای مربوط به تولید سلاح هسته ای را شروع کرده بود که تحت فشار بین المللی وامریکا ان را رها کرد .با تمام این تفاسیر تایوان به طور گسترده ای به سرمایه گذاری در چین مشغول است. افزایش وابستگی اقتصادی می تواند جنگ را برای دو طرف بسیار پرهزینه کند.علی رغم لفاظی های خصمانه ی دوطرف تمایلی برای جنگ تمام عیار وجود ندارد.

پایان بخش 1