مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

دعوت به جنگ نتانیاهو، در مقابل دعوت به صلح جهانی روحانی
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۱
 

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان آخرین سخنران مجمع عمومی سازمان ملل، بار دیگر ایران را تهدید کرد و خواستار تحریمها و فشار بیشتر بر ایران برای تن دادن به خواسته های نامعقول خود شد. یادداشت پیش رو تحلیلی از موقعیت ایران در دور جدید مذاکرات ارائه می دهد و پوچ و بی اساس بودن تهدیدات رژیم صهیونیستی را در شرایط جدید بررسی می کند. 


 

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان آخرین سخنران مجمع عمومی سازمان ملل، بار دیگر ایران را تهدید کرد. نتانیاهو که ظاهرا به منزوی شدن هر چه بیشتر رژیم صهیونیستی در جامعه بین‌المللی پی برده است، هشدار داد که اگر لازم باشد، اسرائیل به تنهایی به مقابله با برنامه هسته‌یی ایران خواهد پرداخت.

 

نخست وزیر اسرائیل گفت که هسته ای شدن ایران مسابقه تسلیحاتی خطرناکی را در منطقه راه خواهد انداخت که نتیجه آن تنها یک کشور دیگر با سلاح اتمی نخواهد بود، بلکه پانزده کشور دیگر به سلاح هسته ای مسلح خواهند شد.ایران باید دست از غنی سازی اورانیوم بردارد، ذخایر اورانیوم غنی شده خود را به خارج بفرستد، تأسیسات زیرزمینی خود را از میان ببرد و پروژه آب سنگین اراک را متوقف کند. تنها در این صورت می توان مطمئن بود که ایران هرگز به سلاح اتمی دست نخواهد یافت.

 

این اظهارات در حالی صورت گرفته که ایران با روی کار آمدن دولت جدید، نه تنها در گفتار بلکه در عمل در حال مذاکره و چانه زنی برای حل و فصل پرونده هسته ای براساس حقوق ملت ایران و رفع نگرانی های بین المللی در رابطه با برنامه صلح آمیز هسته ای است. بیشتر ناظران بین المللی براین عقیده اند که رژیم صهیونیستی زمان بسیار بدی را برای غوغاسالاری و تبلیغات منفی علیه روند سیاست خارجی ایران اتخاذ کرده و اظهارات مقامات اسرائیلی به انزوای بیشتر خود این رژیم خواهد انجامید.

 

در همین راستا، عضو سابق کمیته رایزنی های امنیتی رئیس جمهور آمریکا خاطر نشان کرد که اظهارات نتانیاهو تلاشی نافرجام برای مقابله با تحرکات حسن روحانی رئیس جمهور ایران بود و وی می خواهد در هر زمینه ای سیاه نمایی و منفی بافی کند تا جایی که این بزرگنمایی های وی حتی به اهداف و وجهه خود وی هم لطمه می زند.

 

سخنان گستاخانه نتانیاهو درباره برنامه صلح آمیز هسته ای ایران در حالی صورت می گیرد که رژیم صهیونیستی به انباری از سلاح های کشتار جمعی از جمله هسته ای، شیمیایی و بیولوژیکی تبدیل شده که خود تهدیدی بالقوه علیه امنیت جهانی و منطقه ای است. زرادخانه ی سلاح های کشتار جمعی رژیم صهیونیستی به طور مشخصی، زرادخانه های بالقوه و بالفعل تمامی کشورهای خاورمیانه را تحت الشعاع خود قرار داده است، و به طور یقین، از نیاز برای بازدارنگی نیز حجم این زرادخانه بیشتر است. این رژیم همچنین سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی قابل توجهی در اختیار دارد. بر اساس گزارش ساندی تایمز، رژیم صهیونیستی سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی را به همراه سیستم پرتاب آنها تولید می کند، بنا بر گفته مقام ارشد اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، "هیچ شکلی از سلاح های شیمیایی یا بیولوژیکی وجود ندارد، که در انستیتیو  Nes Tziyonaساخته نشده باشد."

 

ورایِ انبارها و زرادخانه های تسلیحات خطرناک رژیم صهیونیستی، مقامات ارشد این کشور نیز خود مسئول جنایت ها و کشتارهای فجیعی در تاریخ حیات اسرائیل بوده اند و برای رسیدن به اهداف صهیونیسم بین الملل از هیچ جنایتی فروگذار نبوده اند. بیشترین آمار جنگ ها در خاورمیانه معاصر مربوط به اسرائیل است. تضییع حقوق هر روزه فلسطینیان و محاصر اقتصادی و غذایی آنها به امری عادی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده که هیچ گونه اقدامی نیز از سوی کشورهای غربی مدعی حقوق بشر برای پایان دادن به این جنایات صورت نگرفته است.

 

حال چنین کشوری با این سابقه و پیشینه ننگین و سیاه، جمهوری اسلامی ایران را که تنها در پی حقوق خود است، تهدید به حمله نظامی می کند. زمانی پیش از انقلاب اسلامی، ایران با سرعت تمام در حال هسته ای شدن بود و کشورهای غربی نیز به محمدرضا پهلوی برای رسیدن به این هدف یاری می رساندند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ورق برگشت و ایران جدید به عنوان پرچمدار عدالت در نظام جهانی پا به عرصه بین المللی گذاشت. ایران دیگر دست نشانده ای برای تامین منافع نظام سلطه در منطقه نبود، بنابراین نگاه ها و رویکردها تغییر یافت و ایران به عنوان محور اصلی گفتمان مقاومت از نظر غرب دیگر حق پیشرفت و دستیابی به تکنولوژی های برتر مانند انرژی هسته ای را نداشت.

 

شکست و به زانو درآوردن جمهوری اسلامی ایران به هدفی استراتژیک برای غرب و رژیم صهیونیستی بدل شد و طرح ها و نقشه های فراوانی برنامه ریزی و اجرا شدند. کودتا، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تهدید به جنگ مستقیم آمریکا با ایران، تحریم های ظالمانه، حمایت از توطئه های داخلی برای براندازی و ایجاد ائتلافهای منطقه ای با کشورهای خودکامه عربی علیه ایران، طرح های بودند که در بازه های زمانی مختلف پیاده شدند.

 

اما در نهایت ایران توانست با عبور از این تنگناها به عنوان کشور مقتدر و پرنفوذ در منطقه ظهور کند و بلوک قدرت مقاومت را در آسیای غربی شکل بخشد. کشوری که با تکیه بر گفتمان اسلام ناب محمدی، احیاگری دینی در عرصه حکومت، خودآگاهی دینی و عدالت محوری، الگویی موفق را برای کشورهای مسلمان و مستضعف جهان ارائه داد و بدین ترتیب گفتمان مقاومت به عنوان نیروی هویتیِ عدالت محور وارد عرصه نظام جهانی شد و در مقابل نظام سلطه قرار گرفت.

 

حال نظام سلطه وصهیونیسم بین الملل در مقابل چنین بلوکی قرار دارند. بلوکی که به دنبال بیداری اسلامی در حال قدرتمندتر شدن است. بنابراین مقابله با ایران در قالب درگیری و جنگ در حال حاضر تنها در لفاضی های بنیامین نتانیاهو باقی مانده و غرب با درک شرایط جدید نظام جهانی، بهترین راه را برای دستیابی به منافع خود تنها در مذاکره و همکاری با ایران می بیند. همانطور که در بحران سوریه، ایران توانست با ابتکار خود، آمریکا و غرب را در فروغلتیدن در جنگی بی حاصل نجات دهد.

 

بنابراین، نتانیاهو با درک موقعیت حساس کنونی، بیشترین تلاش خود را می کند تا غرب و به ویژه آمریکا را از مذاکره با ایران بر حذر دارد و مسیر جنگ را همواره باز نگه دارد. حملات و لفاضی های هیستریک وی نیز نتیجه قدرت نمایی ایران در عرصه های داخلی و بین المللی است که برای جلوگیری از پیشرفت و نفوذ ایران دست به دامن لابی صهیونیسم و جنگ افروزان سنا و کنگره شده است.

 

ذکر این نکته نیز ضروریست که آمریکا و کشورهای اروپایی هرگز دست از حمایت رژیم صهیونیستی برنخواهند داشت و تامین منافع و منابع این رژیم در اولویت های آنان است و خواهد بود. لیکن آنچه که آنها را ملزم به سرفرو آوردن در مقابل ایران کرده (امری که برخی از مسولین باید بدان توجه کنند) حضور کشورمان در اوج قله قدرت و پیشرفت در منطقه است که با تلاش و ثبات در آرمان های انقلابیش حاصل شده است. تاثیرگذاری ایران بر ملتها نیز امریست که همگان به آن اذعان دارند. از این رو حل و فصل بحران های منطقه ای و نجات غرب از باتلاقهای خودساخته، تنها از مسیر تهران می گذرد، امری که در نهایت غرب ضروریست به آن اعتراف کند.

 

منبع: http://rissp.org/?q=node/1473