مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

زراد خانه اتمی رژیم صهیونیستی خطری برای امنیت جهانی
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۳
 

با توجه به برگزاری اجلاس خلع سلاح در سازمان ملل

در حالی ایالات متحده و کشورهایی اروپایی فشار خود را برای خلع سلاح شیمیایی سوریه افزایش داده اند و این کشور را تهدید به جنگ کرده اند و از سوی دیگر نیز با تحریم و تهدید برنامه صلح آمیز هسته ای ایران را تهدیدی برای جهان می دانند، رژیم صهیونیستی در منتها الیه جنوب غربی آسیا، زرادخانه هسته ای خود را با بیش از 200


مقدمه

از حدود سال 1970 به طور معمول فرض بر آن بوده است که رژیم صهیونیستی یک کشور دارای سلاح هسته ای است. گسترش این سلاح در درون و حاشیه این منطقه از مهم ترین موضوعات امنیتی جهان و منطقه خاورمیانه است. این رژیم با در اختیار داشتن تسلیحات شیمیایی، بیولوژیکی و زرادخانه ی هسته ای و یک استراتژی تهاجمی برای استفاده عملی از این تسلیحات، انگیزه های اصلی را برای توسعه تسلیحات کشتار جمعی در منطقه ایجاد می­کند و صلح و ثبات منطقه و جهان را با تهدید جدی مواجه می­کند.

پروژه هسته ای اسرائیل محصول ممتاز دوره صهیونیستی در تاریخ اسرائیل محسوب می شود. این دوره عصر پروژه های بزرگ صهیونیستی بود: توافقات بزرگ، توسعه اقتصادی، و پروژهای آب که در دهه اول پیدایش اسرائیل راه اندازی شدند. برنامه هسته ای این رژیم یکی از پیچیده ترین پروژه های است که در اسرائیل تاکنون اجرا شده است- حساسترین به لحاظ سیاسی، پرهزینه ترین، پرچالش ترین به لحاظ فن آوری و مرموزترین پروژه. این دستاورد به جهات زیادی، مهم ترین پروژه صهیونیستی بود. هدف آن ادامه استعمارگری، ارعاب و تهدید کشورهای منطقه و تضمین موجودیت رژیم اسرائیل، یعنی محصول جنبش صهیونیستی، بود.

زرادخانه هسته­ای رژیم صهیونیستی مانع جدی برای خلع سلاح و عدم اشاعه هسته ای محسوب می شود و  کانون بحران هسته ای است. در ضمن وجود این زرادخانه ها در چنین منطقه ی بی ثباتی به نوبه خود اثرات بسیاری بر آینده ی توافقات خلع سلاح و کنترل تسلیحات دارد و خطر جنگ هسته­ای بر این منطقه سایه افکنده است. بنابراین موضوع توانایی هسته ای رژیم صهیونیستی، موضوعی بسیار چالش برانگیزی است که ابعاد مختلفی را در منطقه تحت تاثیر خود قرار داده و می دهد. پیامد این نوع توانایی بر امنیت جهانی یکی از آثار عمده آن است.

چگونگی دستیابی اسرائیل به تسلیحات اتمی

در سال های 1958-1955، با بازگشت مجدد بن گورین به قدرت و ایجاد رابطه ویژه با فرانسه، منابع کافی برای شروع یک پروژه ملی هسته ای آماده شد. سه نفردر پروژه هسته ای رژیم صهیونیستی دارای سهم بسزایی هستند: رهبر سیاسی کشور، بزرگترین پژوهشگر وی، و عالی ترین مقام اجرائی وی. ارنست دیوید برگمن[1]، یک متخصص شیمی آلی، چندین سال بن گورین را در زمینه هسته ای آموزش داد. شیمون پرز از فرصت های بین المللی استفاده کرد، تا به این آرزو جامه عمل بپوشاند. در نوامبر 1954، برگمن خود را در یک برنامه رادیویی به شهروندان رژیم صهیونیستیی معرفی کرد و گزارش های مربوط به برنامه صلح آمیز هسته ای کشور را ارائه داد. سال بعد رژیم صهیونیستی با آمریکا توافق نامه ای را تحت برنامه اتم در راه صلح دولت آیزنهاور، به امضا رساند، موافقتنامه ای که در زمینه استفاده غیرنظامی از انرژی اتمی بود. بر اساس این توافقنامه، آمریکا در راه اندازی یک راکتور تحقیقاتی در ناحال سورک[2]، واقع در جنوب تل آویو، به رژیم صهیونیستی کمک کرد.

کمیسیون انرژی اتمی رژیم صهیونیستی، به ریاست برگمن در ژوئن 1952 تاسیس شد. به عقیده برگمن، انرژی اتمی رژیم صهیونیستی را قادر می ساخت، ضعف های خود را در زمینه منابع طبیعی و تعداد نفرات نظامی جبران کند.

در 17 سپتامبر 1956، کمیسیون اتمی فرانسه و رژیم صهیونیستی در مورد فروش یک راکتور تحقیقاتی، شبیه راکتور EL-3 در ساکلی به توافق رسیدند. معامله فرانسه و رژیم صهیونیستی که پروژه دیمونا را ممکن ساخت یک فرصت بی نظیر تاریخی بود و آن زمانی بودکه این دو کشور، اتحاد نظامی غیرمعمولی را تشکیل دادند. اوضاع در خاورمیانه و شمال آفریقا، نیروهای داخلی در هر دو کشور و بحران سوئز، شکل گیری این اتحاد غیر معمول را فراهم آورد.

فرانسه بخش اعظمی از کمکهای اولیه هسته ای برای ساخت دیمونا، آب سنگین، راکتور اورانیوم طبیعی و کارخانه بازپروری پلوتونیوم واقع در برشیبا  در صحرای نقب، را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داد.

اولین دستاورد تلاش های فوق راکتور دیمونا بود که ساخت آن با کمک فرانسه انجام شد. دیمونا در سال 1964 وارد چرخه و باز پروری پلوتونیوم نیز به دنبال آن آغاز شد. بر خلاف آنچه که رژیم صهیونیستی ادعا میکرد دیمونا «یک کارخانه تولید منگنز یا کارخانه نساجی می باشد»، بسیاری از سرویسهای اطلاعاتی حکایت دیگری از این سایت داشتند. در سال 1967، رژیم صهیونیستی یکی از جنگنده های میراژ خود راکه به دیمونا بسیار نزدیک شده بود، ساقط ساخت، و در سال 1973 نیز یک هواپیمای مسافربریلیبیایی را که از مسیر خود منحرف شده بود، منفجر ساخت که در نتیجه آن 104 نفر کشته شدند. علاوه بر ساخت راکتور مزبور، فرانسه به دانشمندان رژیم صهیونیستیی اجازه داد تا در آزمایش های هسته ای که در صحرای بزرگ انجام می شد، مشارکت کنند. همچنین فرانسه در زمینه ابزار پرتاب سلاح هسته ای و نیز فن آوری موشک های « اریحا» به رژیم صهیونیستی کمک های شایانی ارائه داد.

دیمونا مهمترین مرکز اتمی اسرائیل است که به طور خلاصه ساختار آن بدین صورت است،  راکتور در سال 1964، فعال گردید و اوایل سال 1970یقین حاصل گشت که راکتور به طور مشخصی در نیروی گرمایشی با خروجی از 24 مگاوات به مقدار سه تا چهار برابر ارتقا یافت.کارخانه پلوتونیوم وابسته، عملیات استخراج پلوتونیوم را بلافاصله بعد از وارد شدن به خط، شروع کرد. فرآیند تولید این ماده، با ظرفیت 30 تا 40 کیلوگرم در هر سال تخمین زده شد. این مقدار برای ساختن 5 تا 15 کلاهک در سال کافی است. دیمونا همیشه خارج از بازرسی های بین المللی عمل کرده است. امکانات هسته ای این سایت به قرار زیر می باشند:

-   راکتور تولید آب سنگین پلوتونیوم/ تریتیم .IRR-2[3]

-   تجهیزات فرایند تولید پلوتونیوم.[4]

-   تجهیزات فرایند اورانیوم و تولید سوخت.

-   تجهیزات غنی سازی اورانیوم.

-   کارخانه بازپروری ضایعات، تجهیزات ذخیره سازی ضایعات سطح بالا.

 علاوه بر نیروگاه هسته ای دیمونا رژیم صهیونیستی دارای پایگاهها و سایتهای هسته ای دیگر نیز است:راکتور ریشون لیزیون، راکتور ناحال سوریک، راکتور بنی روبین، پایگاه زیردریایی حیفا، راکتور هسته ای رحبوت، نیروگاه هسته ای دانشگاه عبری، نیروگاه هستهای تل آویو. در زیر به طور مختصر به چند سایت هسته ای از این لیست اشاره می کنیم:

راکتور رشیون لیزیون

 پس از  پنج سال تحقیقات مداوم، توسط کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل، اولین راکتور هسته ای این رژیم با کمک شرکت آمریکایی ا. ام. ف. اتومکس ، تاسیس شد. راکتور مزبور در شهر رشیون لیزیون درکنار جاده ای بین این شهر و روستای ناحال یهودا ساخته شد. عملیات ساخت این راکتور در 25 نوامبر 1956 به پایان رسید و در 12 نوامبر سال بعد، به طور رسمی افتتاح گردید. مهمترین عناصری که این راکتور تولید می کند، عبارت از زرنیخ، سزیوم، آهن، کبالت، ید، نیکل، فسفر و سدیم است. هدف از ساخت این راکتور، انجام پژوهش های علمی و تولید اجسام تشعشعی بوده است. قدرت این راکتور به 8 میلیون وات می رسد.

راکتور ناحال سوریک

پس از موفقیت در بهره برداری از راکتور رشیون لیزیون، و بازگشت تعدادی از دانشجویان که برای تحقیق در علوم هسته ای به خارج اعزام شده بودند، اسرائیلی ها به فکر افتادند که راکتور هسته ای دیگری را برای تولید اجسام تشعشعی از نوع همان راکتور بسازند. در نتیجه به منظور ساخت راکتور جدید با طرح های جدید، با تعدادی از متخصصین شرکت آمریکایی «اینترنشنال اتومکس» وارد معامله شدند.

عملیات ساخت این راکتور در تاریخ 17 سپتامبر 1958، در شهر ناحال سوریک واقع در غرب ریحوفوت نزدیک ساحل دریای مدیترانه آغاز شد و در تاریخ 22 نوامبر 1958 پایان یافت. قدرت این راکتور 5 میلیون وات میلیون وات حرارتی می باشد، مهمترین اجسام تشعشعی که در این کارخانه تولید می شوند عبارتند از نقره، کلسیم، کروم، مس، پتاسیم و روی.

 هدف از ساخت این راکتور، تولیداجسام تشعشعی، برای کاربردهای عمومی است. علاوه بر این، در این راکتور به آموزش مهندسان هسته ای و پزشکان برای به کارگیری اجسام تشعشعی پرداخته می شود. این مرکز، از نظر بین المللی به عنوان، مرکز تحقیق و توسعه سلاح های هسته ای اسرائیل شناخته می شود. و دارای آزمایشگاه طراحی و تحقیقاتی سلاح های هسته ای و به احتمال زیاد دارای تجهیزات شکافنده در محل است. از آنجا که این راکتور در نزدیکی نواحی مسکونی قرار دارد، در هرگونه حادثه ای ازقبیل حمله نظامی یا نقص در فرایند راکتور، ضریب خسارت ناشی از آن بسیار زیاد خواهد بود.

راکتور بنی روبین

در تاریخ 17 ژانویه سال 1966، اسرائیل با شورای پژوهش های علمی این رژیم به همکاری پرداخت تا طرح هایی را برای ساخت یک راکتور جدید تهیه نماید. پس از آن، راکتور مزبور در منطقه بنی روبین با همکاری شرکت « اینترنشنال- اتومکس» ساخته شد. قدرت این راکتور 200 مگاوات است. هزینه ساخت و راه اندازی ان بالغ بر 200 میلیون دلار می شود. از این راکتور می توان در زمینه ساخت سلاح هسته ای، شیرین سازی آب دریا و تولید نیروی برق، استفاده کرد. راکتور بنی روبین پس از راکتور دیمونا، از مهم ترین راکتور های این رژیم به حساب می آید.

پایگاه زیردریایی حیفا

حیفا پایگاه دریایی مهم اسرائیل است. سه زیر دریایی دیزلی ساخت آلمان به نام دلفین در این بندر مستقراند، بر اساس گزارش های واصله، زیردریایی ها قادر به شلیک کلاهک های هسته ای هستند. این پایگاه دارای انباری از موشک های کروز SLCM است. بنابراین اسرائیل دارای پایگاه دریایی همانند پایگاه هوایی و زمینی هسته ای ست. حیفا با 1.4 میلیون جمعیت، به عنوان یک مرکز بزرگ صنعتی شیمیایی و پتروشیمی شناخته می شود.

آشکار شدن برنامه اتمی رژیم صهیونیستی

در 13 دسامبر، مجله تایم فاش ساخت که یک "قدرت کوچک" که "نه از بلوک کمونیست است و نه از بلوک ناتو"، در حال توسعه توانایی سلاح های هسته ای است. سه روز بعد، روزنامه دیلی اکسپرس لندن از رژیم صهیونیستی به عنوان کشور مورد اشاره یاد کرد، و اضافه نمود که "مراجع اطلاعاتی انگلیس و آمریکا" معتقدند، رژیم صهیونیستیی ها کاملاً در مسیر ساخت اولین بمب اتمی آزمایشی خود قرار دارند. مسأله راکتور هسته ای رژیم صهیونیستی، اکنون برای اولین بار به یک مسأله علنی تبدیل شد. نیویورک تایمز در سرمقاله روز بعد خود تحت عنوان، "ما اکنون آگاهیم"، فاش ساخت که «مقامات ایالات متحده با نگرانی فزاینده ای مشغول بررسی مدرک جدیدی هستند که نشان می دهد رژیم صهیونیستی، به کمک فرانسه در حال توسعه توانایی تولید سلاح های هسته ای است.»

اما یکی از مهم ترین افشاگری های که در این زمینه صورت گرفته، مربوط به شواهد و عکس های است که توسط مردوخای وانونو در اختیار روزنامه ساندی تایمز قرار گرفت. در اکتبر 1986، ساندی تایمز لندن، اطلاعات وانونو را در سه صفحه چاپ کرد، و از توانایی هسته ای رژیم صهیونیستی پرده برداشت. بر اساس اطلاعات وی، دیمونا شامل یک راکتور و هشت ساختمان بود و مهمترین بخش آن کارخانه بازپروری شیمیایی بود. به هرحال وانونو فاش ساخت که رژیم صهیونیستی در حدود 100 تا 200 بمب هسته ای در اختیار دارد. کارشناسان هسته ای که متولی بررسی گزارش وانونو بودند، اظهار داشتند:" رژیم صهیونیستی دارای یک انبار سلاح هسته ای است که در آن، بین 100 تا 200 بمب هسته ای با قدرت تخریبی متفاوتی وجود دارند." همچنین یکی از کارشناسان بزرگ جهان در باره ی سلاح هسته ای به نام "تئودر تیلور" پس از آنکه تصاویر و اطلاعات ارائه شده توسط وانونو را مورد بررسی قرار داد، تایید کرد:" اکنون دیگر تردیدی وجود ندارد که رژیم صهیونیستی از 10 سال پیش یک قدرت هسته ای کامل بوده است."

در مورد دیگر، حتی این باور وجود دارد که رژیم صهیونیستی بمب های اتمی خود را به کمک آفریقای جنوبی در اقیانوس هند به آزمایش نیز گذاشته است. درست قبل از سپیده دم طوفانی 22 سپتامبر 1979، ابرهای در اقیانوس جنوبی هند شکافته شدند و ماهوارة آمریکایی توانست دو تصویر واضحی در عرض چند ثانیه از آن صحنه بگیرد، نشانه ها از یک انفجار هسته ای حکایت داشت. ماهواره تشخیص دهندة انفجار، به نام ولا، تشعشعات نورانی مشابه ای را از 41 موقعیت دیگر مشاهده کرده بود، و در هر موقعیت واضح بود که انفجار هسته ای اتفاق افتاده است. تمام نشانه ها مشابه آزمایشات هسته ای بود که چینی ها در شمال و فرانسوی ها در اقیانوس آرام جنوبی انجام داده بودند. تعدادی از مقامات اطلاعاتی و کارشناسان عدم اشاعه هسته ای به سرعت به این نتیجه رسیدند که عاقبت رژیم صهیونیستی و آفریقای جنوبی یک آزمایش هسته ای را هدایت و اجرا کردند، آزمایشی که آنها دو سال قبل سعی در اجرای آن داشتند اما ناموفق بودند.

تهدیدی که جهان بر آن چشم فرو بسته

امروزه تخمین ها در رابطه با تعداد بمب های هسته ای رژیم صهیونیستی حداقل بین 200 تا 500 بمب قرار دارند. هیچ شکی وجود ندارد که تسلیحات هسته ای رژیم صهیونیستی در میان پیشرفته ترین نوع آنها در جهان جای دارند، و این تعداد تسلیحات به طور گسترده­ای برای درگیری جنگی در خاورمیانه طرح ریزی شده اند. قسمت اصلی زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی بمب های نوترونی هستند که برای انتشار تشعشع مرگبار گاما طراحی شده اند، با انفجار این نوع بمب ها تشعشع به مدت طولانی همچنان ادامه دارد. در اصل این بمب ها برای کشتن منابع انسانی طراحی شده اند در حالیکه لوازم و اشیا سالم باقی می مانند.

 زرادخانه رژیم صهیونیستی دارای تسلیحات درگیری نیز هستند که به کلاهک های هسته ای نیز مجهزاند، موشک ها بالستیک و بمب افکن هایی که قادر به پرواز تا مسکو هستند، موشک های کروز و مین های زمینی، در سال 1980 رژیم صهیونیستی در بلندی های جولان از مین های زمینی استفاده کرد که دارای مواد هسته ای بودند. در ژوئن سال 2000، یک زیردریایی رژیم صهیونیستیی، موشک کروزی را پرتاب کرد که هدفی را در 950 مایلی مورد اصابت قرار داد، این آزمایش رژیم صهیونیستی را درمیان 3 کشوری قرار داد ( بعد از آمریکا و روسیه) که دارای این توانایی هستند.

رژیم صهیونیستی دارای سه زیردریایی از این نوع است که هریک 4 موشک کروز حمل می کنند، اندازه این بمب ها دارای مقیاس های متفاوتی می باشند، از بمب های شهری که از بمب های که در هیروشیما استفاده شدند بزرگترند، تا بمب های هسته ای کوچک تاکتیکی را شامل می شود. زرادخانه ی سلاح های کشتار جمعی رژیم صهیونیستی به طور مشخصی، زرادخانه های بالقوه و بالفعل تمامی کشورهای خاورمیانه را تحت الشعاع خود قرار داده است، و به طور یقین، از نیاز برای بازدارنگی نیز حجم این زرادخانه بیشتر است. این رژیم همچنین سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی قابل توجهی در اختیار دارد. بر اساس گزارش ساندی تایمز، رژیم صهیونیستی سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی را به همراه سیستم پرتاب آنها تولید می کند، بنا بر گفته ی مقام ارشد اطلاعاتی رژیم صهیونیستی،"هیچ شکلی از سلاح های شیمیایی یا بیولوژیکی وجود ندارد، که در انستیتیو Nes Tziyona ساخته نشده باشد."

یکی از کاربردهای سلاح هسته ای اسرائیل ایجاد ارعاب در سطح جهان و منطقه است، مانند تهدید به استفاده از سلاح هسته­ای در جنگ ژوئن 1973، به عبارتی می­توان این سیاست را سیاست اخاذی این رژیم نامید، که با تهدید در پی کسب امتیازات ویژه از دوستان و دشمنان خود است. در سال 1987، آموس روبین[5]، مشاور اقتصادی نخست وزیر اسحاق شامیر[6] شرح داد که، "اگر اسرائیل به حال خود رها شود، چاره ای جزآن وجود نخواهد داشت به غیر برگشت به سیاست پرخطرتر که خود و در کل، جهان را به خطر می اندازد...برای اینکه اسرائیل بتواند از وابستگی به بازوهای هسته ای خودداری کند، خواهان کمک 2 تا 3 میلیاردی آمریکا برای هر سال می باشد." از آن زمان به بعد زرادخانه هسته ای اسرائیل به صورت تصاعدی از لحاظ کمی و کیفی گسترش یافته است، درحالیکه پول آمریکا نیز به طور گسترده ای به اسرائیل سرازیر می شود.

در پایان قرن بیستم و در شروع اولین دهه از قرن 21، سوالات و بحث­ها  پیرامون برنامة تسلیحات هسته­ای اسرائیل همچنان باقی است. در جولای 1998، شیمون پرز که نقش اساسی را در توسعه برنامة اتمی اسرائیل بازی کرده بود، در جمع گروهی از دانشجویان و اصحاب رسانه در امان پایتخت اردن اظهار داشت: «ما یک گزینة هسته­ای برپا کرده­ایم، نه به خاطر اینکه هیروشیما راه بیندازیم، بلکه به صلح اسلو دست یابیم.» یکی از جنجال برانگیزترین اظهار نظرها از سوی مقامات اسرائیلی توسط ایهود اولمرت نخست وزیر این کشور صورت گرفت، در دسامبر ۲۰۰۶ میلادی، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر وقت اسرائیل سخنانی را بر زبان آورد که تا آن زمان هیچ یک از سیاستمداران اسرائیلی بازگو نکرده بودند. اولمرت در گفت‌وگویی با یک شبکه خبری در آلمان (N 24)  به طور غیرمنتظره و شاید هم به اشتباه اعتراف کرد که اسرائیل صاحب جنگ‌افزار اتمی است.

عبارت اولمرت این چنین بود: «ایران آشکارا و مستقیم دست به تهدید اسرائیل می‌زند و خواهان محو آن از نقشه جهان است. آیا می‌توان تلاش‌های ایران برای دستیابی به تسلیحات اتمی را هم‌تراز کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه، اسرائیل و روسیه دانست؟» اولمرت با این جمله اسرائیل را در دریف کشورهایی قرار داد که به طور رسمی دارنده‌ جنگ‌افزارهای اتمی هستند.

 آمریکا متحد اصلی اسرائیل در عرصه بین المللی است و حمایت های دیپلماسی و مالی دولت بوش از این رژیم به نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ میلادی بازمی گردد. براساس آمار موجود آمریکا سالانه سه میلیارد دلار کمک بلاعوض به اسرئیل می دهد. در بعد دیپلماسی نیز، اسراییل مرکز ثقل سیاست های خارومیانه ای آمریکا طی چند دهه گذشته بویژه از زمان جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ بوده و حمایت کاخ سفید از این رژیم در محافل بین المللی بشدت گسترش یافته است و این امر موجب شده تا دیگر کشورهای غربی نیز در همسویی با آمریکا روابط خود با این رژیم را بیش از پیش گسترش دهند.

از سال ۱۹۸۲، آمریکا ۳۲ قطعنامه شورای امنیت که اسرائیل را محکوم می کرد، وتو کرده و این تعداد، بیش از مجموع وتوهایی است که توسط چهار عضو دایم دیگر شورای امنیت صورت گرفته است و دولت آمریکا همواره با ترفند های مختلف از جمله تطمیع و تهدید، جلوی تلاش های کشورهای اسلامی بویژه ایران و کشورهای عربی را برای تحدید برنامه هسته ای اسراییل را گرفته است.

حمایت های کاخ سفید از اسراییل و فشار به آژانس بین المللی انرژی اتمی موجب شده تا این آژانس نتواند پس از بیش از چهار دهه از آغاز فعالیت هسته ای اسراییل و اعتراف آشکار اولمرت نخست وزیر سابق این رژیم به دستیابی به سلاح هسته ای، اقدامی درجهت بازرسی از تاسیسات هسته ای تل آویو انجام دهد.

برخی از کارشناسن معتقدند که آژانس بین المللی انرژی اتمی در این زمینه دچار ضعف و بحران ساختاری است است و برای برون رفت از این وضعیت و بن بست باید خود را بازسازی کند و در این میان ۱۴۴ عضو این آژانس باید در این زمینه تدابیری بیندیشند. با این حال قدرت تسلیحاتی اتمی اسرائیل به رازی آشکار تبدیل شده و همکاری­های غرب با این برنامه همچنان ورای قوانین و عرف بین الملل ادامه دارد

سخن پایانی

ذکر این نکته نیز در پایان حائز اهمیت است که ایالات متحده در زمینه تجهیز شدن رژیم اسرائیل به توانمندی هسته ای دارای نقش دوگانه ای بود. این کشور با آگاهی از برنامه هسته ای اسرائیل، با این گزینه با مماشات برخورد کرد و برخلاف آنچه که در ظاهر انجام می داد، به این کشور در رسیدن به این جنگ افزار کمک هم کرد.

دانشمندان هسته ای اسرائیل تنها کسانی بودند که اجازه دسترسی به تمامی تاسیسات و آزمایشگاه های هسته ای آمریکا را داشتند. چشم پوشی و نادیده گرفتن اطلاعات به دست آمده توسط سرویس های اطلاعاتی و ماهواره های جاسوسی در رابطه با سایت دیمونا و آزمایش هسته ای اسرائیل، ارسال اطلاعات و دانش مربوط به فن آوری هسته ای، ساخت تاسیسات و راکتور های هسته ای، تنها بخشی از بازی دوگانه ایالات متحده در برخورد با رژیم اسرائیل در منطقه خاورمیانه می باشد.

آمریکا با آگاهی از این نکته که هدف اصلی سلاح های هسته ای اسرائیل کشورهای عرب و مسلمان منطقه می باشد، هیچ اقدام مهم و مثبتی برای مهار اسرائیل انجام نداد تا این تصور بار دیگر در اذهان عمومی شکل گیرد که سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه مبتنی بر منافع و سیاست های اسرائیل است.

بنابراین، در حال حاضر که کشور های غربی و ایالات متحده آمریکا در برابر برنامه هسته ای صلح آمیز ایران، دست به اعمال فشار و تهدید زده اند، در زمانی خود عاملان اصلی دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای بودند. فرانسه، نروژ، آلمان، بریتانیا، سوئد، سویس و ایتالیا، هر یک به نحوی به این رژیم در این زمینه کمک کرده اند. شاید نقش فرانسه در این میان بارزتر از همه باشد. این کشور چنانچه در بالا نیز بررسی شد، نقش اساسی را در ساخت و انتقال فن آوری توانمندی هسته ای به اسرائیل را بر عهده داشت. دیگر کشورها نیز در زمینه تربیت دانشمندان هسته ای اسرائیل و تهیه اورانیوم و آب سنگین مورد نیاز این کشور، اقدامات زیادی را انجام دادند.

 منبع: پژوهشکده مطالعات راهبردی فلسطین

http://rissp.org/?q=node/1435



[1] . Ernest David Bergmann

[2] . Nahal Soreq

[3] . رآکتور تحقیقاتی اسرائیل شماره 1.

[4] . تجهیزات فرایند شیمیایی، که پلوتونیوم را از ضایعات و لیتیوم مجزا می کند.

[5] . Amos Rubin

[6] . Yitzhak Shamir