مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

اهداف پیدا و پنهان آمریکا و اسرائیل از آغاز دور جدید مذاکرات سازش
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

دولت آمریکا از شش ماه پیش همزمان با روی کار امدن جان کری وزیر خارجه تحرکاتی وسیعی را برای بر سرمیز نشاندن مقامات رژیم صهیونیستی و فلسطینیان برای از سرگیری مذاکرات صلح آغاز کرده است. در این یادداشت انگیزه ها و اهداف آمریکا و  اسرائیل را در دور جدید مذاکرات بررسی خواهد شد.


این مذاکرات نخستین دور مذاکرات سازش از زمان توقف گفت‌وگوی رسمی از اکتبر 2010 با هدف دستیابی به توافقنامه صلح طی 9 ماه است. این نکته که جنگ غزه به توقف مذاکرات انجامید، روشن است، اما اینکه چه مسائل جدیدی از سرگیری مذاکرات را پس از این وقفه ممکن ساخته، نکته دیگری است که برای پاسخگویی به آن لازم است نگرش و رویکرد آمریکا به عنوان محرک اصلی این مذاکرات  و رژیم صهیونیستی به عنوان مانع اصلی انجام توافقات را مورد بررسی قرار داد. مذاکرات سازش خاورمیانه با آغاز عملیات جنگی رژیم اسرائیل، عملیات سرب گداخته، علیه غزه در اواخر سال ۲۰۰۸ و اوایل ۲۰۰۹، متوقف شد.

پس از گفتگوهای صورت گرفته میان تشکیلات خودگردان و مقامات رژیم صهیونیستی، تصمیم بر آن شد تا صائب عریقات و تزیپی لیونی ریاست هیئت‌های دو طرف را در این مذاکرات برعهده داشته باشند و مارتین ایندیک نیز به عنوان نماینده امریکا در این مذاکرات معرفی شد.

اما آنچه در این میان مهم است اهداف و انگیزه های طرفین مذاکرات به ویژه رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا از آغاز دور جدید گفتگوه های سازش است.  نکته جالب، اوجگیری تلاشها برای شروع مذاکرات همزمان با سقوط مرسی و به حاشیه رانده شدن اخوان در نتیجه تحولات مصر است.

برای درک بهتر، موضوع را در سه سطح کلان یا بین المللی، منطقه ای و خرد مورد کنکاش قرار می دهیم. در سطح بین المللی ما با بازیگرانی همچون روسیه، چین، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و درنهایت ایالات متحده آمریکا به عنوان مبتکر و میانجی مذاکرات روبه رو هستیم. در سطح منطقه ای تحولات صورت گرفته در مصر، سوریه و در کل بیداری اسلامی تاثیرات خود را در این موضوع دارند. و در نهایت در سطح خرد، روابط میان حماس و تشکیلات خودگردان، رژیم صهیونیستی و موضوعات داخلی و مرزی، شهرک سازیها و غیره قابل بررسی اند.

بنابراین راهبرد ایالات متحده و لابی صهیونیسم برای از سرگیری دوباره مذاکرات در سال 2013  را در ارتباط با این سه سطح  بررسی می شود تا بتوان به نتایجی مشخص دست یافت.

 

سطح کلان

در سطح بین المللی، همواره بازیگرانی وجود داشته و دارند که در پی ایفای نقش در موضوعات جهانی و کلان هستند. این ایفای نقش در بهبود پرستیژ و همچنین تاثیرپذیری قدرت این کشورها در مسائل بین المللی حائز اهمیت است.

موضوع اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیان از اوایل قرن بیستم و ادامه این روند تا به امروز به یکی از مسائل و در اصل زخمی بر پیکره جهان اسلام تبدیل شده که تاکنون راه حلی برای آن یافت نشده است. نهادها بین المللی مانند سازمان ملل و اتحادیه اروپا و کشورهایی به صورت چندجانبه یا یکجانبه مانند روسیه، چین، ایالات متحده آمریکا... سعی در یافتن راه حلی در این زمینه بودند. این تلاش ها هرگز راه به جایی نبرد و درنهایت حملات موشکی، توپخانه ای و فشار مضاعف رژیم صهیونیستی بر فلسطینی ها حاصل پایان هردور از مذاکرات به اصطلاح صلح بود.

اما آنچه مدنظر است، اهدافی است که آمریکا از یک سو و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر در دور جدید گفتگوه ها به دنبال آن هستند. در سطح بین المللی می توان موارد زیر را برشمرد:

- گرفتن ابتکار عمل از سازمان های بین المللی و بازیگران جهانی: یکی از اهداف مهم آمریکا از عدم مطرج شدن مساله فلسطین در سازمان ملل این موضوع است که طرح مساله فلسطین در این نهاد بین المللی احتمال و امکان مداخله کشورهایی را می دهد که ممکن است رژیم صهیونیستی را تحت فشار قرار دهند. وتوی همیشگی قطعنامه های شواری امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل از سوی آمریکا موید آن است.

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان با درک این نکته، در تابستان سال 2012و همزمان با اجلاس سران سازمان ملل، سعی در بین المللی کردن مساله فلسطین داشت و تا حدودی نیز توانست با مطرح کردن آن و سخنرانیش در این اجلاس، رای موافق را مبنی بر به رسمیت شناخته شدن فلسطین به عنوان عضو ناظر را اخذ کند. هرچند پس از آن، محمود عباس با انتقادات شدید دولت آمریکا روبه رو و تهدید به قطع کمک های این کشور به تشکیلات خودگردان شد، اما این راهبرد، کاربرد مثبت نهادهای بین المللی را که کشورهای مستقلی در آن حضور دارند را به اثبات رساند.

از سوی دیگر بازیگران تاثیرگذاری چون روسیه، چین، اتحادیه اروپا نیز دیگر همچون گذشته در فرآیند مذاکرات سازش مداخله داده نمی شوند. در رابطه با روسیه که خود جزئی از نقشه راه در سال 2000 بود، می توان گفت که آمریکا به دنبال درگیریهای داخلی سوریه، قضیه پناهندگی به افشاگر سازمان سیا توسط روسیه... دیگر اطمینانی به رقیب و شریک خود ندارد. در این میان باید به نقش لابی یهود نیز اشاره کرد که توانسته چنین بازیگرانی را به سکوت یا عدم مداخله در موضوع فلسطین وادار کند تا بدین وسیله از اتفاقات پیش بینی نشده جلوگیری شود.

-  احیای چهره آمریکا در جهان: یکی از شعارهای اصلی باراک اوباما در زمان انتخابات، گسترش صلح و ثبات در دنیا بود. کاهش نمادین کلاهک های هسته ای توسط روسیه و آمریکا که به پیشنهاد اوباما و به سبک پیمانهای زمان جنگ سرد صورت گرفت، از جمله اقدامات آمریکا در عملی کردن شعار انتخاباتی اوباما بود. هرچند رئیس جمهور آمریکا توانست جایزه صلح نوبل را دریافت کند اما در زمینه مساله فلسطین به عنوان نماد استثمار و استعمار یک ملت توسط رژیم صهیونیستی در دوره اول خود کاری از پیش نبرد. اقدامات این کشور در افغانستان، عراق و حملات هواپیماهایی بدون سرنشین به مناطقی از پاکستان نیز چهره آمریکا را بخصوص در جهان اسلام پیش از پیش مخدوش کرد.  

عدم تمایل آمریکا به پرداختن به مناقشه فلسطین در دور اول، باعث نارضایتی های میان کشورهای حامی منافع آمریکا در منطقه و خدشه دار شدن شعار گسترش صلح جهانی اوباما شد. با این حال، اوباما یکی از برنامه های اصلی خود را در زمان کارزا انتخاباتی دور دوم ریاست جمهوری، یافتن راه حلی برای شروع مذاکرات میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی اعلام کرد. بنابراین با روی کار آمدن جان کری به عنوان وزیر امورخارجه، ابتکار عمل در دستان وی قرار گرفت. جان کری نیز با سفرهای متعدد به فلسطین و منطقه سعی در ادامه روند سازش و به نتیجه رساندن آن تا پایان سال میلادی جاری دارد. 

 

سطح منطقه ای

 خاورمیانه و شمال آفریقا از سال 2011 آبستن تحولات سریع و غیرمنتظره ای شد که این رویدادها تاثیرات مهمی بر تمامی مسائل منطقه ای داشته است. سقوط حسنی مبارک شریک اصلی و قابل اطمینان رژیم صهیونیستی بیش از پیش چهره روابط قدرت و منطقه را دگرگون ساخت. در این بین، موضاعاتی همچون به قدرت رسیدن اخوان در مصر و به تبع آن حمایت از حماس در غزه، انزوای روز افزون رژیم صهیونیستی در منطقه... از نتایج زودهنگام بیداری اسلامی بود. بنابراین ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از فضای به وجود آمده به دنبال مسیری بودند که کمترین خطری منافع اسرائیل را تهدید نکند.

شاید یکی از دلایل اصلی به تاخیر افتادن مذاکرات سازش در بحبوحة تغییرات منطقه ای، خطر بالای تهییج  احساسات افکار عمومی منطقه و فلسطینی ها در زمان مذاکرات یا در زمان به بن بست رسیدن آن، باشد.

در هرحال در زمانی آمریکا و رژیم صهیونیستی پای به مذاکرات گذارده اند که سرعت تغییرات منطقه ای کاهش یافته یا در کشورهای حامی مانند بحرین تحت کنترل قرار گرفته است. لیکن انگیزه های منطقه ای که باعث شروع دور جدید سازش شده و نیز اهداف اسرائیل و آمریکا را در پس آن  می توان بدین صورت برشمرد:

­- درگیری کشورهای تاثیرگذار منطقه در رویدادهای داخلی یا خارجی: با شروع بیداری اسلامی، بسیاری از کشورهای منطقه از آن تاثیر پذیرفتند و در جبهه هایی درگیر شدند که انتظار آن را نداشتند.

بهترین زمان برای اسرائیل و آمریکا برای شروع مذاکرات هنگامی است که قدرت های منطقه درگیر حوادث ناخواسته ای هستند. مصر، ایران، ترکیه و حتی عربستان هریک به نحوی در حال درگیری با تحولاتی هستند که در سوریه، مصر، بحرین و عراق در جریان اند. بنابراین آمریکا و اسرائیل با علم به این موضوع و نیز منحرف کردن مسیر بیداری اسلامی از یک جریان روشنگری به سوی اختلافات مذهبی، قومی و داخلی، زنگ شروع مذاکرات سازش را به صدا در آوردند تا بدین صورت به نتایج دلخواه خود با کمترین دخالت کشورهای منطقه دست یابند.

در همین زمینه خارج کردن مساله فلسطین از اولویت های منطقه ای و تبدیل موضوعات سوریه و مصر به نگرانی ها و اولویت کشورهای منطقه، سناریویی است که از سمت رژیم صهیونیستی و آمریکا دنبال می شود. نکته‌ای که «ابو زهری» از مقامات سیاسی حماس نیز به آن اشاره کرد و گفت: «یکی از دلایل تاکید و جدیت آمریکا در وساطت برای از سرگیری مذاکرات صلح و همچنین یکی از انگیزه‌های اسرائیل برای استقبال از مذاکرات پیش‌رو به تحولات منطقه برمی‌گردد؛ بدین نحو که تحولات در مصر و ناآرامی‌های دیگر در منطقه باعث شده، در حال حاضر، موضوع فلسطین به عنوان دغدغه اصلی دنیای عرب به شمار نرود و در نتیجه از حمایت‌های منطقه‌ای از فلسطین کاسته شود.»

 

- تضعیف محور مقاومت: ایران و سوریه و در کنار این دو کشور حزب الله لبنان را می توان به عنوان تنها بازیگران منطقه ای دانست که در پی احقاق حقوق مردم مظلوم فلسطین به صورت عادلانه هستند. حمایت همه جانبه مالی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل از مخالفان سوری، و عدم تمایل به یافتن راه حلی برای پایان بخشیدن به منازعات در سوریه، به طور ویژه در راستای تضعیف یکی از محورهای مقاومت در منطقه و درنتیجه به حاشیه رانده شدن دیگر محورها قرار دارد.

لیکن آنچه مدنظر رژیم صهیونیستی و آمریکاست، دور نمودن حماس از محور مقاومت بود که تا حدودی توانستند به کمک کشورهای عربستان، قطر و اردن به این امر نائل آیند. حمایت حماس از مخالفان و تکفیریهای مخالف بشار اسد، خروج دفتر سیاسی حماس از دمشق و انتقال آن به دوحه، دور شدن حماس از ایران... نتیجه مستقیم سیاست تفرقه در محور مقاومت بود.

 

 

 

امریکا و رژیم صهیونیستی در پی آن هستند که با برگزاری مذاکرات سازش در دوره کنونی و در حالی که به دلیل مشکلات داخلی کشورهای منطقه فشاری نیز از سوی افکار عمومی کشورهای عربی منطقه همانند گذشته علیه موضوع سازش قرار ندارد، بتوانند به اهداف خود در جریان مذاکرات دست یابند.

 

 

 

سطح خرد: مشکلات و اختلافات فزاینده در درون فلسطین چه میان مقامات تشکیلات خودگردان و چه درمیان گروه های مقاومت فلسطینی، فرصتی مناسبی را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم آورده تا از این فرصت پیش آمده نهایت استفاده را ببرند و به نتایج مطلوب خود را به دست آورند. ادامه شهرکسازیها، تجاوز به حریم فلسطینی ها و درگیریهای پراکنده در این شرایط نشاندهنده آن است که اسرائیل در پی مذاکرات به اصطلاح صلح امتیاز قابل توجهی به طرف فلسطینی نخواهد داد. سقوط مرسی و جریان حامیش یعنی اخوان المسلمین نیز بر مذاکرات تاثیر خود را خواهد گذاشت. از این روی اهداف در سطح خرد برای آمریکا و اسرائیل در آغاز روند سازش در این زمان را می توان به این صورت برشمرد:

-  منزوی ساختن حماس و گروه های مقاومت در فلسطین: یکی دیگر از اهداف امریکا و اسرائیل از مذاکرات پیش رو به انگیزه آنها برای منزوی کردن حماس برمی گردد. در واقع در حالی که حماس وارد جریان مذاکرات نخواهد شد و در نتیجه آن تاثیرگذار نیست و همچنین با توجه به سقوط مرسی و کاسته شدن از حمایت ها از حماس، امریکا و اسرائیل در پی آن هستند که با تضعیف مواضع حماس در دوره کنونی نسبت به گذشته، و با توجه به مواضع غیرسازشکارانه این گروه فلسطینی، با منزوی کردن آن از تاثیرگذاری این گروه در تحولات آینده فلسطین بکاهند.   

رهبران حماس با درک اشتباهات استراتژیک خود در زمینه حمایت از مخالفان سوری و نزدیکی به کشورهای عربستان و قطر و ترکیه، در حال حاضر با دادن پالس هایی در پی جبران اشتباهات گذشته خود برآمده اند و بار دیگر سیاست نزدیکی به ایران و محور مقاومت را برگزیده اند. گروه های مقاومت در فلسطین و از جمله حماس اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند و تنها راه احقاق حقوق فلسطین را مبارزه نظامی با رژیم اشغالگر قدس می دانند.

در دور جدید مذاکرات سازش، عربستان سعودی بیشترین تلاش خود را خواهد کرد تا بتواند طرح آمریکایی- صهیونیستی منزوی ساختن گروه های مقاومت فلسطینی را به اجرا در آورد. در چند ماه اخیر آمریکا مجوز دخالت های بیشتر عربستان سعودی را در موضوعاتی همچون سوریه، مصر و فلسطین صادر کرده است. مجوزی که پیشتر در دست امیر قطر قرار داشت اما توفیقی نیافت و قطر را وارد بازی خطرناکی کرد که ممکن بود به کشیده شدن این کشور به اغتشاشات و نا آرامی های داخلی نیز منتج شود.

- خارج کردن ابتکار عمل از دست تشکیلات خودگردان: همانطور که در ابتدا نیز عنوان شد، حل مناقشه فلسطین به دلخواه آمریکا و اسرائیل باید بر اساس راه حلی که خود در نظر دارند صورت گیرد و به صورتی باشد که هیچ خطری منافع رژیم صهیونیستی را تهدید نکند. اقداماتی که محمود عباس در سازمان ملل در پی آن بود برخلاف این رویه مورد نظر آمریکا- اسرائیل قرار داشت.

آمریکا با القاء این موضوع که اسرائیل به فشارهای خارجی بی توجه است و پایبند به قطعنامه ها بین المللی نیز نمی باشد، سعی دارد مقامات فلسطینی را به پای میز مذاکرات بکشاند. بنابراین حالتی به وجود می آید که فلسطینی ها باید به امتیازات حداقلی که ارائه می شود رضایت داشته باشند وگرنه بدون وساطت آمریکا، اسرائیل کوچکترین امتیازی به طرف فلسطینی نخواهد داد.

- خروج رژیم صهیونیستی از انزوای منطقه ای: یکی از مفادی که در چارچوب پیشنهادات صلح جان کری قرار دارد، به رسمیت شناخته شدن اسرائیل توسط کشورهای منطقه مانند عربستان، قطر، کویت پس توافق میان فلسطین و اسرائیل و تشکیل کشور فلسطینی است. در نتیجه، اسرائیل پس از دهه ها از زمان شکل گیریش در منطقه پذیرفته خواهد شد.

بیداری اسلامی و خیزش افکار عمومی منطقه شدیدا بر انزوای اسرائیل افزوده بود، این فرصت استثنایی که می توانست منتهی به حل مناقشه فلسطین توسط ملت های منطقه شود، با اهمال و خیانت برخی از کشورها، از دست رفت. اسرائیل نیز توانست با قرار گرفتن درکنار محور عربی، غربی و ترکی در سوریه، از انزوای ناخواسته خارج شود و در این شرایط با شروع مذاکرات سازش موافقت کرد.

 

نتیجه گیری

در این نوشته به بررسی اهداف آمریکا و اسرائیل به طور جداگانه از آغاز مذاکرات سازش پرداخته شد، باید این نکته را در نظر گرفت که سطوح مورد بررسی همدیگر را مورد همپوشانی نیز قرار می دهند و بر یکدیگر تاثیرگذاراند. با بررسی تمامی اهداف یادشده می توان یادآور شد که رژیم صهیونیستی تنها به دنبال سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی و منطقه ای خود با شروع دور جدید مذاکرات است. اعتقاد به ثمربخش بودن این مذاکرات ساده لوحانه خواهد بود و طرفین به راحتی حاضر به عقب نشینی از مواضع خود نخواهند بود. در بهترین حالت ما می توانیم امیدوار باشیم که این گفتگوها متوقف شده و طرفین به صورت صلح آمیز از هم جدا شوند. در بدترین حالت نیز این گفتگوها می تواند اختلافات بیشتر را با خود به همراه آورد.

بنابراین به نظر می رسد، پس از دستیابی آمریکا به اهداف منطقه ای و جهانی خود، مذاکرات از دستور کار خارج خواهد گردید.