مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

زوال امپراطوری آمریکا از چه زمانی آغاز شد؟ استفان ام. والت
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

منبع :  Foreign policy

 

 امروز بیست یکمین سالگرد یکی از تاریخ های کلیدی در تاریخ جهان است.  در این تاریخ در سال 1990، صدام حسین به کویت حمله کرد، و سلسله وقایعی را به راه انداخت که پیامد های شومی را نه تنها برای صدام بلکه برای ایالات متحده نیز به دنبال داشت. در واقع، می توان گفت که این حمله اولین گام در سلسله حوادثی بود که بر پیکره ایالات متحد و موقعیتش در جهان آسیب جدی وارد کرد.


البته، همگی ، آنچه را که در جنگ اول خلیج فارس روی داد را می دانیم. پس از پشت سر گذاشتن دوره ای از شک و دودلی( و بحث های عمومی  شدید پیرامون گزینه های مختلف) ، دولت بوش پدر ائتلاف بین المللی بزرگ و متنوعی را تشکیل داد و به سرعت آرایش نظامی بزرگی ( که بیشتر نیرو های آمریکایی بودند) را بسیج کرد.  ائتلاف نظامی تایید شورای امنیت سازمان ملل را برای استفاده از زور بدست آورد.هرچند بازهای برجسته ( راست های افراطی در کاخ سفید) پیشبینی می کردند که این جنگ بسیار طولانی و خونین خواهد بود، ائتلاف به رهبری آمریکا نیرو های سه گانه عراق ( زمینی، هوایی، دریایی) را زمین گیر کرد و قسمت اعظمی از ماشین نظامی صدام را از کار انداخت. به دنبال آن ما رژیم تحریم های مداخله جویانه ای را بر عراق تحمیل کردیم که برنامه سلاح های کشتار جمعی عراق را فلج کرد و آن را به یک گلوله توخالی(بی مصرف) تبدیل کرد. علی رغم فشار شدید بر بوش و متحدینش برای " حرکت به سمت بغداد" ( تصرف بغداد) ، او آگاهانه  گزینه اشغال کشور را انتخاب نکرد. آنها به نکته ای پی بردند که بوش پسر به آن پی نبرد: تلاش برای اشغال و برقراری مجدد امور سیاسی یک کشور عربی عمیقا چند پاره ، عملی احمقانه است.

متاسفانه، پیروزی فوق العاده در جنگ اول خلیج فارس نیز شروع سلسله حوادث تاسف باربعدی بود. برای آمریکا و متحدانش، صدام حسین اینک به عنوان بدترین انسان روی زمین شناخته می شد، هرچند که در طول جنگ ایران و عراق در دهه 1980، آمریکا از حمایتش از صدام راضی بود. از همه مهمتر، جنگ اول خلیج فارس باعث شد تا ایالات متحده متعهد به اجرای مجازات " مناطق پرواز ممنوع" در شمال و جنوب عراق شود.

اما بدتر از آن، با ورود کلینتون به کاخ سفید در سال 1993، وی  اقدام به اتخاذ استراتژی " مهار دوگانه" کرد. تا آن زمان، ایالات متحده به عنوان" نیروی موازنه دهنده خارجی" در خلیج فارس عمل می کرد، و با دقت از به کارگیری واحدهای بزرگ نیروی زمینی یا هوایی در پایگاه های دائمی در خلیج فارس، خودداری می کرد.. ما از شاه ایران از سال 1940 پشتیبانی می کردیم و پس از آن حمایت ها به سمت عراق در دهه 1980 تغییر جهت دادند. هدف ما این بود تا از تفوق هر قدرت واحدی بر منطقه نفت خیز خلیج فارس جلوگیری کنیم، و آگاهانه قدرت های رقیب را برای چندین دهه علیه یکدیگر سرگرم می ساختیم.

به هر حال ایالات متحده با اتخاذ استراتژی مهار دوگانه خود را متعهد به برخورد با دو کشور متفاوت -ایران و عراق-کرد ، که ازهم متنفر بودند، و درنتیجه مجبور شد تا هواپیما ها و نیرو های فراوانی را در عربستان سعودی و کویت مستقر کند. همانطور که کنت پولاک ( Kenneth Pollack) و تریتا پارسی ( Trita Parsi) با ارائه اسنادی نشان داده اند، اتخاذ این استراتژی خواسته اسرائیل بود، و مقامات آمریکایی جاهلانه بر این باور بودند که با انجام این کار، اسرائیل نرمش بیشتری در فرآیند صلح اسلو از خود نشان خواهد داد. اما در نتیجه، هزینه های بسیار زیاد و استقرار هزاران سرباز آمریکایی برای دوره طولانی در عربستان سعودی  به ظهور القاعده دامن زد. اسامه بن لادن از حضور سربازان" کافر" در سرزمین عربستان  عمیقا آزارده خاطر شده بود،  بنابراین استراتژی احمقانه مهار دوگانه کوچکترین نقشی رادر ایجاد مشکل تروریسم آمریکا بازی نکرد. همچنین این استراتژی چندین تلاش صورت گرفته برای بهبود روابط بین ایالات متحده و ایران را بی حاصل گذاشت. به طور خلاصه، مهار دوگانه  اشتباه فاحش بسیار بزرگی بود.

اما هیچ استراتژی آنقدر ها بد نیست که کسی دیگر نتواند آن را بدتر انجام دهد. دقیقا این همان چیزی است که جورج دبیلیو بوش پس از حوادث 11 سپتامبر انجام داد. زیر نفوذ نومحافظه کارانی که با استراتژی مهار دوگانه مخالف بودند و آن را استراتژی می دیدند که به اندازه کافی جوابگو نمی باشد، دولت بوش استراتژی جدید " دگرگونی منطقه ای" را اتخاذ کرد. به جای حفظ موازنه قدرت منطقه ای، یا مهار همزمان ایران و عراق ، ایالات متحده اینک قصد داشت تا از قدرت نظامی خود برای سرنگونی رژیم های خاورمیانه استفاده کند و این کشور ها رابه کشورهای دموکراتیک طرفدار آمریکا تبدیل کند. این طرح،استراتژی مهندسی اجتماعی بود که تاقبل ازآن در این مقیاس هرگز مشاهده نشده بود.  افکار عمومی و کنگره آمریکا اگر نسبت به این اقدامات بسیار بزرگ بدگمان نبودند، حداقل نسبت به آن بی میل و بی اشتیاق بودند، طرحی که دولت بوش را وادار به برپایی مبارزات عظیم فریبکارانه ای کرد تا توجه کنگره و افکار عمومی را به خارج از مرزها معطوف دارد، معطوف به چیزی که فرض می شد گام نخست در این طرح به طور افراطی بلندپروازانه است. فریب کاری ها و ضدو نقیض گویی ها موثمر ثمر واقع شد وایالات متحده وارد جنگ غیرضروری  خود با عراق در مارس 2003 شد.

نه تنها " ماموریت انجام شده" خیلی زود به باتلاقی پرهزینه برای آمریکا تبدیل شد بلکه با متلاشی کردن عراق – کاری که آمریکا انجام داد- موازنه قدرت در خلیج فارس بر هم خورد و جایگاه ژئوپلیتیک ایران نیز بهبود یافت. حمله  به عراق همچنین منابع و امکانات را از افغانستان به سمت عراق منحرف کرد که این امر به ظهور دوباره طالبان به عنوان نیروی مبارز قوی درافغانستان منجر شد. بنابراین تصمیم بوش برای سرنگونی صدام حسین در سال 2003 مستقیما منتهی به شکست نه تنها در یک جنگ بلکه در دو جنگ شد. راه اندازی این دوجنگ فوق العاده پرهزینه بودند. همراه با کاهش مالیات و عدم مسولیت پذیری های مالی ، این بی کفایتی استراتژیک منجرشد کسری بودجه فدرال در سطح خطرناکی افزایش پیدا کند و سبب وقوع بن بست مالی شد که ما برای سال های پیش رو، در حال دست و پنجه نرم کردن  با آن خواهیم بود.

بدیهی است، هیچ یک از این نتایج پس از سال 1990 اجتناب ناپذیر نبودند. اگر استراتژیست های با هوشتر و خونسردتری بعد از جنگ اول خلیج فارس متصدی بودند، ممکن بود از پیروزی در این جنگ برای ایجاد نظم پایدار و مطمئن در سرتاسر منطقه خاورمیانه بهرمند شویم . و به ویژه ، نیروی نظامی خود را از منطقه حارج کنیم و به حالت موازنه کننده خارجی بر گردیم . و بالاخره تصمیم صدام برای حمله به کویت در سال 1990 آمریکار را وادار به انتخاب " مهار دوگانه" نمی کرد. هیچ یک از این اقدامات این امررا اجتناب ناپذیر نمی کرد که ما فرآیند صلح اسلو را با شکست روبه رو نسازیم ، و توجه  ناکافی به مقاصد القاعده نداشته باشیم،  یا توسط نئو محافظه کاران فریفته نشویم و چهار نعل به سمت حادثه ناگوار احمقانه در عراق نتازیم.  اما وقتی که تاریخ نگاران در آینده به دنبال لحظه ای باشند که " امپراطوری آمریکا" به اوج خود رسید وسپس شروع به افول کرد، جنگی که 21 سال پیش آغاز شد، نقطه شروع خوبی برای آغازاین لحظه می باشد.