مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

بهار عرب David E. Hoffman
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٠
 

 

ابتدا انقلاب ، سپس واقعیت

تماشای بهار عرب بسیار خوشایند بوده است، ار تونس به سمت قاهره ،منامه، بن قازی و کشور های دیگر گسترش یافت. تصاویر مردمی که خواهان آزادی هایی اولیه و هوای تازه پس از دهه ها حکومت مطلقه هستند یادآور خاطره ی سقوط کمونیسم در دو دهه ی گذشته می باشد. بنابراین،حس آزادی از خودکامگی و حکمرانی خفقان آور وجود داشت. احساس شانس بزرگی وجود داشت اگر خلاقیت فردی می توانست آزاد گردد، اگر دموکراسی و بازار می توانستند برقرار گردند.


اما امروز برای احساسات آزاد شده در جهان عرب، احتیاط لازم است : درک رویاهایتان خیلی سختر از آنچه تاکنون بوده ،خواهد بود.دردناک ،دیواننه کننده و به صورت ناامیدکننده ای سخت خواهد بود. یکی از درس هایی مفیدی که می توان از سقوط کمونیسم بیرون کشید، این است که متلاشی کردن نظم قدیم در اصل نخستین گام برای انقلاب است. انچه به دنبال آن اتفاق می افتد باید ایجاد خشت  روی خشت باشد، که ممکن است یک نسل طول بکشد و تضمینی در موفقیت آن نیز وجود ندارد.

در روسیه، بوریس یلسین در انقلاباز همه پیشی گرفت،با  سقوط نظم قدیم،اما تقریبا زمان و توجه کافی برای ایجاد جامعه ی جدید با نهادهای کارا اختصاص نداد. در ویران سازی دولت سوسیالیست با استعداد بود،که او کاملا به خوبی درک کرد، و مستقیما چیزی را درباره ی روح آزادی فهمید.او انتقادات زیادی را در زمینه ی تعطیلی رسانه های آزاد  متوجه خود کرد. به هر حال، زمانی که ستون های نظم جدید در حال ساختن بودند، یلسین در کل به آنچه نیاز بود تا انجام گیرد،پی نبرد.

اولین نتیجه: دموکراسی در روسیه ضعیف و ناقص شگل گرفت، وسپس به آسانی توسط جانشینش به عقب برگشت. آیا دموکراسی قویتر گشت،  شاید،برای ولادمیر پوتین ساده نبود تا انتخابات برای فرمانداران را لغو کند، احزاب کوچک مخالف را مرعوب سازد، مانع فعالیت آزاد ایستگاه های تلویزیونی ملی شود،و الیگارشی را مجبور به چاپلوسی کند. رقابت برای اکسیژن دموکراسی است، و بدون آن رقابت برای قدرت نمی تواند باقی بماند.فرآیند زیگ زاگی روسیه تنها یکی از درس های سال های پس از شوروی از دوره ی خیانت است که در کنار جهان عرب قرار دارد.

در مصر و هرجای دیگر، برای موفقیت به قوانین مفید و کارا، نهادها ، احزاب، رسانه ی آزادو انتخابات آزاد از میان موضوعات دیگر  نیاز دارید.اما اینها ابزارهای اولیه برای تغییر هستند، نه اهداف نهایی. آنچه که شما  در ادامه بدان نیاز دارید- و معمولا در آغاز واضح نمی باشند- همراه کردن نگرش مردم می باشد. آن را فرهنگ سیاسی می نامیم: رسوم انباشته شده، تجارب، تاریخ، باورها و.. زمانی که مردم انتخاب می کنند که آیا به سیستمی که شما می سازید اعتماد کنند،در آن مشارکت کنند،و ارزش های آن را بپذیرند.

زندگی در دموکراسی جدید، غوغای رقابت های مختلف است، رقابت گروهها برای ثروت، قدرت، نفوذ . اگر کنترل نشوند، رقابت ها به شورش تبدیل می شوند. نیاز به آرام کردن آن از طریق رای گیری، حکومت قانون، و قانون مدنی قوی می باشد، که به وسیله ی کانال های بسیار ارتباط میان مردم و حاکمان جریان دارد.تنها برگزاری انتخابات کافی نمی باشد. باید فرهنگ سیاسی را  شکل دهید. مسلما انقلاب آرزو های همه را برآورده نمی کند. مردم نیاز دارند تا مسیر روبه جلو را ببینند،سیستمی که به درستی  کار می کند،تا آنها بتوانند به آن باور داشته باشند حتی اگر به طور کلی نتوانند بر شکایت های خود فائق آیند.

زمانی که من انتخابات سال 1996 روسیه را پوشش می دادم، بانکدار جوانی به من گفت که از انتخاب دوباره ی یلسین حمایت می کند، علی رغم سالها غوغل و آشفتگی.او گفت "ما در میان  تند آب ها ی رودخانه ی خشمناک قرار داریم".  " ما می توانیم به عقب برگردیم، یا سرسختانه به جلو حرکت کنیم. در بدترین حالت، اگر ما به عقب برگردیم، ما تمام آنچه را که  به تازگی به دست آورده ایم ،از دست خواهیم داد." او گفت" یلسین به سمت ساحلی می رود که من می خواهم بروم".

در بهار عرب، شما تازه در رودخانه ی وحشی گام گذاشته اید. حال از ساحل (سمت و سوی) دیگر غفلت نکنید.