مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

تاریخچه ی اوپک
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 

 

 

:

اوپک:

سازمان کشور های صادر کننده نفت یا اوپک در سال 1960 میلادی تشکیل شد . هنگامی که در سپتامبر 1960 شرکت های نفتی به پیروی از شرکت اکسون بهای نفت را مجددا کاهش دادند پنج کشور صادر کننده نفت ( ونزو ئلا ، ایران ، عربستان ،عراق وکویت ) کنفرانسی را در بغداد  ترتیب دادند . بعد از پنج روز مذاکره نمایند گان این کشور ها تصمیم به ایجاد یک سازمان دائمی به نام کشور های صادر کننده نفت گرفتند تا دولت های  عضو بتوانند سیاست های خود را هماهنگ ومتحد سازند .از آن سال به  امروز 9 کشور دیگر به این مجموعه اضافه شدند. هم اینک اعضای اوپک 21 کشور می باشند که به علاوه کشورهای موسس بقیه اعضا عبارتند از : لیبی ،قطر، الجزایر ،امارات متحده عربی،آنگولا ، نیجریه و اکوادر.هدف اصلی این سازمان آنچنان که در اساس نامه بیان شده هماهنگی و یکپارچه سازی سیاست های نفتی کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تامین منافع فردی و جمعی آنها ، طراحی شیوه های برای تضمین ثبات نفت در بازار بین المللی به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیر ضروری بیان شده است (1) . در دهه 1970 با تغییر ساختاری بازار نفت و بحران جنگ اعراب و اسرائیل نقش اوپک پر رنگ تر شد ، در این دهه اوپک کاملا شناخته شده بود زیرا تلاش های دهه قبل به این منتهی شد که کشورهای عضو اوپک کنترل صنعت خود را در دست گرفتند و نقش خود را در قیمت گذاری نفت و کنترل بازار نفت پیدا کردند . در این دهه دو بحران در بازار نفت ایجاد شد . یکی تحریم  نفتی کشورهای غربی توسط کشورهای عرب نفت خیز و دیگری وقوع انقلاب در ایران در 1979 . در این دهه اولین اجلاس سران کشورهای عضو در کشور الجزایر در مارس 1975 برگزار شد .                      


:

در آغاز دهه 1980 به دلیل و قوع انقلاب ایران دومین تولید کننده نقت اوپک قیمت به یکباره افزایش یافت تا اینکه در سال 1986 سومین بحران بازار نفت را فرا گرفت و قیمت ها کاهش شدیدی یافت . در این دوران اعضای اوپک به این نتیجه رسید ند که برای افزایش کنترل خود بر بازار باید همکاری نزدیکتری با یکدیگر داشته باشند.

در آغاز دهه 1990 اوپک برای کنترل بازار نفت اقدام به افزایش سطح تولید خود کرد و همین موضوع سبب شد تا قیمت ها در سطیح متعادل تری قرار گیرد .تا سال 1998 قیمت در سطح ثابتی قرار داشت تااینکه بحران اقتصادی کشورهای جنوب شرقی آسیا روی داد . در این شرایط اوپک و چند کشور غیر عضو با افزایش سطح تولید قدام به تعدیل بازار نفت کردند .در این دهه بیشتر شرکت های نفتی جهان با یکدیگر ادغام شدند و پیشرفت ها ی زیادی در زمینه استخراج و کشف نفت به وجود آمد(2).                  

 

در آغاز قرن بیست یکم در سپتامبر 2000 دومین اجلاس سران در ونزوئلا برگزار شد و زمزمه های فروش  نفت به واحدهایی غیر دلار آمریکا به گوش رسید . در سال 2005 اوپک 41.7 درصد از تولید نفت جهان را به خود اختصاص داد .


میل و آرزوی ایجاد سازو کاری برای به دست گرفتن تولید و بازار نفت و در نهایت اثر بخشی در قیمت ها از سال های بعد از اکتشاف نفت در اکثر کشورهای دارای ذخایر نفت وجود داشت . در مرحله نخست پافشاری کشورها برای مشارکت در این روند ودر پی آن ملی شدن صنعت نفت کشورها، این ساز و کار را در سازمان اوپک پیاده کرد. هرچند این سازمان هنوز می تواند در بازار نفت تاثیر گذار باشد اما این اثر بخشی درمقایسه با دهه های 1970و1980 به میزان قابل توجهی کاهش یافته است . تصمیم گیری درباره قیمت های نفت در آن دوران با توجه به سهمیه قابل ملاحظه اعضای اوپک در بازار (65%) نقش این سازمان را به وضوح مشخص می نماید. سلاح نفت در 1973 دنیا را به وحشت انداخت و باعث ایجاد تورم شدید در تمام مصرف کنندگان جهان شد . بی اعتمادی ایجاد شده در میان مصرف کنندگان سبب ایجاد راه کار های شد(روی آوردن به انرژی های نو، کاهش مصرف ،اکتشاف ذخایر جدید ، صرفه جویی، ایجاد آژانس انرژی ،تغییر مکانیسم قیمت گذاری...) تا نقش کشورهای نفت خیز و به خصوص سازمان اوپک که آن را به عنوان کارتل نفتی می شناختند کاهش یابد . می توان گفت که افزایش قیمت نفت همیشه به نفع اعضا نبوده است اما با این حال بعضی از کشورهای عضو اصرار به افزایش قیمت ها داشته اند به عنوان نمونه شاه ایران در دهه 1970 ، افزایش قیمت نفت می تواند باعث کاهش مصرف و در نتیجه در آمد خالص سازمان کاهش یابد . نقد دیگری که به اعضای اوپک وارد است عدم پایبندی بعضی از اعضا به سهمیه های تولیدی می باشد به طوری در شرایط افزایش قیمت جهانی نفت اعضا برای کسب درآمد بیشتر ،به افزایش تولید فزونتر از سهمیه دست می زنند به طوری که پایبندی اعضا به سهمیه ی تعیین شده هیچ گاه صدرصد نبوده است . شاید بتوان گفت با کاهش ذخایر نفت در سال های آینده دوباره اوپک بتواند بازار نفت را در دست گیرند به خصوص اعضای قرار گرفته در خلیج فارس ،واین به سیاست های نفتی اعضا و نحوه ی تعامل با کشورهای مصرف کننده بستگی دارد .

 

اوپک وشوک های نفتی(1986-1973) :(حمیدرضا قوام ملکی)

 

پس از جنگ جهانی دوم تقاضای نفت افزایش یافت و این میزان باواردات هرچه بیشتر از اوپک امکان پذیر شد .  این روند در دهه 1960و 1970 با مشارکت کشورها نفت خیز  که شرکت های کوچکتر و مستقل نفتی  به عنوان رقیب کارتل های نفتی شرایط بهتری برای این کشورها فراهم آوردند   و با ملی شدن صنایع نفت همراه گشت . این دو روند منجر به حضور پرقدرت اوپک به بازار جهانی نفت شد . این رویدادها  با نگرانی های در خصوص پایان یافتن نفت و تبدیل شدن آمریکا از صادرکننده نفت به وادر کننده ی این کالا همراه گشت .در این شرایط با افزایش تقاضا ی نفت  به خصوص نفت اوپک(رشد 10 % تقاضا) قیمت افزایش یافت .که این روند افزایش قیمت براثر وقایع ناشی از جنگ اعراب و اسرائیل خود را به صورت یک شوک نشان داد (شوک اول). این شرایط منجر شد تا قیمت رسمی اوپک پایه ی قیمت گذاری نفت خام شد (3).

در سراسر دهه 1970 اوپک به تسلط خود بر بازار نفت ادامه داد . اما سهم این سازمان در حال تزلزل بود واز 65 در صد در 1973 به 62 درصد در 1978 رسید . پس از حذف نفت ایران در اثر انقلاب در 1979 بحران نفتی جدیدی به وجود آمد و به شوک دوم قیمت ها در بازار مبدل گشت . خریدهای شتاب زده ناشی از ترس بی نفت ماندن قیمت را از 13 $ به 34 $ افزایش داد. در عمل هرج و مرج و هجوم برای خرید و ایجاد مخازن ذخیره سبب اغتشاش بازار به میزان دوبرابر واقعی خود شد. قیمت های لحظه ای در بازار رواج یافت و اوپک نیز با ماهیانه اعلام کردن قیمت ها و روی آوری به بازار های محلی در پی سود بیشتر برآمد (4).در آن زمان اغلب کشورهای اوپک عقیده داشتند تقاضا به قدری قابل انعطاف است که آنها خواهند توانست هر قیمتی را که مایل باشند به مصرف کنندگان دیکته کنند.  اما در پایان سال 1980 چشم انداز اوضاع روبه تغییر بود. با افزایش قیمت ، تولید غیر اوپک افزایش یافت و از طریق ساز وکار های بورس نظام قیمت گذاری اوپک تضعیف شد وکشورهای مصرف کننده نیز درقالب آژانس بین المللی انرژی سازمان یافتند تا به مقابله با سیاست های نفتی اوپک بپردازند و به مدیریت بحران اقدام ورزند .ملاحضات امنیتی مصرف کنندگان را به دیگر مناطق برای اکتشاف و استخراج نفت سوق داد و کاهش شدت  مصرف و روی آوردن به انرژی های جایگزین،ایجاد ذخایر استراتژیک  راهکار هایی برای مدریت بحران بودند(5). در حقیقت افزایش قیمت نفت در کوتاه مدت درآمد اعضای اوپک را افزایش داد امادر درازمدت کاهش سهم اوپک در تولید جهانی نفت را در پی داشت. که این حاصل تغییر ساختار بازار از دوره کمبود به مازاد عرضه بود.اوپک در راهکاری به سهمیه بندی تولید اعضا دست زد تا نولید را مهار و سهمیه بندی کند و قیمت ها را تعیین نماید. اما بازار نفت با پیشبینی ها و برنامه های اوپک هم خوانی نداشت و کاهش تولید نیزمانعی برای کاهش قیمت ها نبود و نیاز مبرم اعضا به ارز باعث تخلفاتی از سهمیه تعیینی می شد و این برنامه اوپک را باشکست روبه رو کرد (6). سازمان با اتخاذ استراتژی سهم عادلانه بازار دراواخر1985 به افزایش تولید دست زد اما این رویکرد نیز باعث کاهش شدید قیمت ها شد و با شکست روبه رو شد .  

 

 

نفت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (قدیر نصری):


در ابتدای مقاله با بررسی اوضاع کشورهای نفتی به دادن پارامتر های از وضعیت اقتصادی چند کشور (الجزایر ،اندونزی، عربستان ، نیجریه و ونزوئلا ) که از لحاظ ساختار اقتصادی مشابه ایران می باشند پرداخته می شود.وابستگی شدید به درآمد های نفتی ،تحت تاثیر نوسانات بازار بودن ، در حال توسعه بودن ، مشکلات نوسازی و تبعات آن مانند بی برنامه گی ، تورم افسارگسیخته ،رکود، فشارهای اقتصادی واجتماعی حاصل از توسعه ،عدم موفقیت برنامه های توسعه ،فقر ،فساد دولتی ،ناکامی نیل به امنیت پایدار وجامع و عدم ثبات داخلی  تنها پاره ای از مسائل مشترک این کشورها می باشد که در اینجا به انها اشاره شده است(7) .

ایران به عنوان یکی از کشورهای بزرگ و عضو اوپک نیز که در دوران قبل از انقلاب سودای رسیدن به سطح کشورهای صنعتی را داشت ، اینک با مشکلات حادی روبه رو می باشد .اگر ساختار ،بستر و فرایند تحصیل ثروت ،آلوده وناکارآمد باشد اندیشه نیل به توسعه پایدار فقط یک توهم است . ایران دومین قدرت تولید کننده نفت اوپک می باشد ونیاز مبرم به درآمدهای حاصله از آن به فراخور جمعیت زیاد ،اقلیم خاص و طرح های نیمه تمام  دارد . مطالعه حدود چهاردهه حضورایران دراوپک گویای این واقعیت است که ازنقش ایران دراین سازمان به طور محسوسی کاسته شده است . که درنتیجه عوامل زیر می باشند :

1- تولید ثابت : پس از وقوع انقلاب بدلیل شروع جنگ تحمیلی ، شرایط دوران سازندگی ،عدم همکاری شرکت های بزگ بین المللی ایران نتوانست چاه های موجود را تعمیر و اکتشافات جدیدی را انجام دهد . کهنه بودن صنایع نفتی ایران و عدم سرمایه گذاری مناسب دراین بخش تولید را کاهش داده و قادر به تولید به میزان سهمیه تعیینی اوپک نمی باشد . دو مانع بر سر راه سرمایه گذاری درایران وجود دارند یکی قانون اساسی ایران می باشد که اجازه سرمایه گذاری انحصاری به شرکت های خارجی رانمی دهد ودیگری تحریم و قانون داماتوی آمریکا می باشد .

2- استراتژی آمریکا همه چیز بدون ایران :تصویب قانون داماتو درکنگره آمریکا (مجازات شرکت ها و کشورهای که بیش از 40 میلیون دلار در منابع انرژی ایران سرمایه گذاری کنند که در1996 ، 20 میلیون شد) که آن را به کل دنیا تعمیم داد،منجر به کاهش شدید سرمایه گذاری در ایران شد .

3- تقاضای فزاینده داخلی و پیامدهای آن: مصرف سرانه انرژی درایران 20 برابر هندی ها ست .عادت به مصرف بی حد وحصر انرژی به نحو قابل محسوسی ریشه دوانده و هراقدام قاطع و جدی را دراین زمینه با مشکل مواجه ساخته است . ارزان بودن مواد نفتی راه رابرای قاچاق سودآور آن فراهم آورده و حذف یارانه ها نیز مشکلات عدیده را در زمینه امنیت ملی به دنبال خواهد داشت .میزان مصرف داخلی در1379 ،1.5 میلیون بشکه نفت می باشد(8).

4- منابع انسانی و معضل اشتغال دراقتصاد نفتی : وابستگی اقتصاد کشور به دآمد نفت در حدود 80 درصد ،اکثر طرح های عمرانی و اشتغالی را منوط به آن کرده است .افزایش طوفانی جمعیت در سالهای بعد از انقلاب ،اینک پیامد های خود را نشان داده است سیل عظیم جمعیت جوان خواهان کار و تسهیلات زندگی چنان بر دوش کشور سنگینی می کند که هر آن بی برنامه گی و کاهش درآمد های نفت ممکن است با فاجعه روبرو شود(9).

برنامه های توسعه نیز در زمینه ی اقتصادی وفرهنگی با چالش هایی در زمینه ایجاد اشتغال و کاهش بیکاری مواجه است .سالانه باید میلیاردها دلار جهت اشتغال زایی برای جمعیت آماده به کار خرج شود. و در زمینه پرداخت بدهی های خارجی نیز دولت می بایست میلیاردها دلار از درآمد سالانه را صرف بازپرداخت وام ها نماید.

ایران دارای 9 میلیارد بشکه ذخیره نفتی می باشد که با احتساب ذخایر گاز به 200 میلیارد می رسد . با توجه به سرمایه گذاری پایین در بخش نفت وگاز ،تولید ایران در 2020 به 6.8 میلیون بشکه خواهد رسید در حالیکه عربستان توان تولید وصدور28 میلیون بشکه رادارا خواهد بود(10) . در شرایط وابستگی اقتصادی کشور به نفت ،امنیت به متغییر وابسته تبدیل می گردد. درزمینه گاز ایران 16-14 درصد گاز را دراختیاردارد که باشرایط فعلی سهم تولید ایران دربازار جهانی و تبدیل کردن آن به عنصر قدرت و امنیت ساز نیز با همان موانعی که در سرمایه گذاری نفت دارد  روبه روست . وجود رقیبانی دراین بازار قدرت چانه زنی را برای صدوراین محصول کاهش داده و کارشکنی های آمریکا ایران را ازسودهای عایده از فروش گاز محروم کرده است . یکی از این کارشکنی ها مخالفت با عبورخطوط لوله انتقال انرژی از ایران است که علاوه بر عواید مادی میتوان در بالا بردن موقعیت استراتژیک ایران ضریب امنیت ایران رانیز بالا ببرد .


نوسان بهای نفت به صورت افزایش وکاهش بهای آن می تواند آثار ویا در پاره ای ازموارد خطراتی را برای کشورهای حاشیه ی خلیج فارس داشته باشد . با کاهش بهای نفت درآمد کشورهای صادرکننده که سخت به صدور نفت وابسته اند به گونه ای محسوس کاهش خواهد یافت و این کشورها دربرنامه ریزی اقتصادی با مشکلات بزرگی مواجه می شوند .همانطور که دراین مقاله نیز بررسی شد یکی از مشکلات دراین رابطه بعد امنیت ملی می باشد.وابستگی 80 درصدی به ارز نفتی نشان دهنده ی آن است که هرگونه کاهش در سهم ایران در بازار جهانی دربعد داخلی تبدیل به مشکل و یا فاجعه می شود . بر طبق گزارش فایننشنال تایمز در سال 2010 ،بر اثر تحریم های اقتصادی و عدم سرمایه گذاری در صنایع نفت وگاز روزانه 300 هزار بشکه ازتولید نفت کاسته شده است . این گزارش می‌افزاید در آغاز کار دولت نهم در ایران، تولید نفت 4.2 میلیون بشکه در روز بوده که در حال حاضر این میزان به 3.8 میلیون بشکه در روز کاهش یافته ‌است(11).

با توجه به رشد مصرف داخلی به میزان حدود 2 میلیون بشکه ،آینده ای نگران کننده درانتظار است ، میدان های نفتی وگازی جدید کشف می شوند اما سرمایه گذاری لازم جهت بهره برداری تامین نمی شود تا سطح تولید ایران افزایش و صادرات ایران نیز به تبع آن بیشتر شود و در عین حال جوابگوی مصرف داخل نیز باشد. در این مقاله راه کارهایی برای مقابله و دور زدن تحریم ها ارائه می دهد که در گذر زمان و در زمانیکه ما قرار داریم یعنی سال 2010 نشان می دهد که ما نتوانسته ایم  به اهداف خود برسیم ،زمان نگارش آن در دوران تنش زایی بود وآینده ای کم وبیش روشن اما اینک آنچه شاهدیم انزوای روزافزون ایران و آینده ای تاریک در انتضار است که اگر ایران به خواسته های بین المللی تن در ندهد شاهد کاهش هر چه بیشتر درآمد ارزی ایران از نفت خواهیم بود و این در حالیست که ایران میلیارد ها دلار سرمایه گذاری جهت حفظ همین میزان تولید نیاز دارد .


 

منابع:

1-فوبیه کلود ،نظام آل سعود ،تهران ،نشر فراندیش ،1369 ، صص 127-123 .

2- ترزیان، پی یر؛ داستان اوپک، چاپ فراندیش، 1367، صص 91-69.

3- قوام ملکی، اوپک وشوک های نفتی ،1387 ،صص3-1 .

4- همان ص4 .

5- همان صص8-6.

6- همان صص 13-10 .

7- نصیری ،قدیر ،نفت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ، تهران ،انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی ،1380 ،صص 112-108 .

8-همان ص 119-115.

9- همان صص124-122.

10 –همان صص136-133

11- 

http://www.ft.com/cms/s/0/8a250ad6-6691-11df-aeb1-00144feab49a.html