مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

سیاست خارجی اسرائیل
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۱
 

      سیاست خارجی اسرائیل را می توان با سیاست خارجی یهودی برابر دانست چرا که صحبت از منفعت عام یهود است و این سیاست خارجی می بایست منافع تمام یهودیان جهان را مورد ملاحظه قرار دهد . یکی از پیچیدگی های سیاست خارجی این کشور ، آرمان  اولیه آن یعنی بازگشت تمام یهودیان جهان به اسرائیل است که هیچ کشوری با چنین آرمانی روبرو نیست .


اسرائیل ویژگی هایی دارد که شناخت و علم به آن ها به بررسی سیاست خارجی این کشور کمک می کند:

1)     محاصره توسط همسایگان دشمن

2)     عدم وابستگی به ائتلاف ها و اتحادهای منطقه ای

3)     تمایل به اعطای شهروندی بر تمامی یهودیان جهان

4)     امنیت محوری در تمامی ابعاد حکومت

پژوهشگرانی که در حوزه سیاست خارجی اسرائیل کارکرده اند از اولین جمله اند : مایکل برچر ، کلایوخوبز ، لواردریک ، آلن دوتی  که در این میان مایکل برچر بر جسته ترین آنهاست . طرح او برگرفته از تحلیل سیستم هاست .

مایکل برچر  (( ویژگی یهودی بودن )) را به عنوان منشوری مسلط در دولت اسرائیل می داند . از نظر او اسرائیل از معدود کشورهایی است که بدون توجه به محدودیت هایش ((مهاجرت بر پایه ایدئولوژی )) را تشویق می کند . از این رو تلاش برای بازگرداندن یهودیان به اسرائیل به عنوان یکی از اهداف سیاست خارجی اسرائیل در آمده است .

پژوهشگران سیاست خارجی این کشور به 3 گروه با 3 رویکرد تقسیم می شوند :

گروه اول : این گروه با رویکردی واقع گرایانه و با لحاظ موَلفه های امنیتی – نظامی به این موضوع نگاه می کنند . در این رویکرد به اسرائیل به عنوان یک قدرت برتر منطقه ای نگریسته می شود و  رابطه اش با دنیای عرب در قالب بازی با حاصل جمع صفر است .

شایان ذکر است که این رویکرد ، رویکرد غالب در این حوزه است .

گروه دوم : اسرائیل را به مانند سایر کشور ها و با مدل های رایج شکل گیری سیاست خارجی بررسی می کنند و برخی از اقدامات اسرائیل را برخاسته از دلایل (( غیر امنیتی )) می دانند .

گروه سوم : سیاست خارجی اسرائیل را منشئت گرفته از(( منابع و ایدئولوژی )) می دانند البته با نقشی پررنگ تر این رویکرد به یک نگرش خاص در میان رهبران و تصمیم گیران اسرائیلی تاًکید  می کند و معتقد است که نگرش یهودی در تمام ابعاد سیاست خارجی و داخلی این کشور ریشه دوانیده است .

در شکل گیری سیاست خارجی کشور ها یک دسته عوامل داخلی و خارجی دخیل هستند و این عوامل مجموعه ای از فرصت ها ، تهدیدات و محدودیت ها را برای این کشور ها به ارمغان می آورند ، در این جا به عومل بین المللی و رابطه شان با سیاست خارجی اسرائیل می پردازیم :

1)    ساختار نظام بین الملل

اسرائیل در سال 1948 تاًسیس شد ، زمانی که جنگ سرد آغاز شده بود و نظام دو قطبی بر جهان حاک بود . در این میان خاورمیانه از اهمییت راهبردی برخوردار بود و هر دو ابر قدرت در پی ایجاد حوزه نفوذ برای خود بودند . شوروی در میان کشورهای عربی و امریکا متحدانی مثل اسرائیل و ایران داشتند .

حضور این دو ابر قدرت در منطقه اثراتی برای کشوری از جمله اسرائیل داشت . در این رابطه دو اعتقاد و تفسیر وجود دارد :

تفسیر اول : معتقد است که حضور دو قدرت برتر موجب محدود شدن متحدانشان در منطقه می شد . چرا که نظام دو قطبی به یک توازن در شرایط رقابت جنگ سردی و پرهیز از درگیری گرایش داشت و برای اثبات نظرشان به سال 1973 و جنگ اسرائیل با مصر اشاره می کنند . در این حادثه وقتی اسرائیل در آستانه شکست کامل مصر بود ، شوروی تهدید بر مداخله مستقیم کرد و نتیجتا" امریکا برای جلوگیری از وقوع یک مناقشه جدی به اسرائیل هشدار داد که عقب نشینی کند .

تفسیر یا قرائت دوم : حضور دو ابر قدرت را موجب تشدید مناقشه منطقه ای می دانست . اینان معتقد اند که کمک های نظامی دو ابر قدرت سبب بهره گیری مناقشه گران منطقه ای برای پیشبرد منافع خودشان می شد . آنان با استفاده از پوشش ضد کمونیست نظر امریکا را جلب و با ادعای مخالفت با امپریالیسم خود را به شوروی نزدیک می کردند.

در واقع می توان گفت ، جنگ سرد فرصت ها و منابع وسیعی پیش روی اسرائیل قرارداد . حمایت گسترده ایالات متحده این امکان را به اسرائیل بخشید که با قدرت مانور بیشتری سیاست خارجی خود را شکل دهد و آزادی عمل بیشتری داشته باشد .

اما در تمام جنگ سرد هم منافع دیگری را برای اسرائیل به دنبال داشت از جمله :

1)   روابطی که میان اسرائیل و روسیه برقرار شد و (( شناسایی دیپلماتیک اسرائیل )) و (( پذیرش جهانی )) آن را به دنبال داشت .

2)     سرازیر شدن مهاجران جدید از روسیه به اسرائیل تاًثیر مثبتی بر رشد بلند مدت اسرائیل داشت .

3)     کشورهای عرب ، یک حامی مالی و نظامی را از دست دادند و اکثر این کشور ها دچار بحران اقتصادی شدند .

4)     بازگشت بازرگانان ، دیپلمات ها و نمایندگان اسرائیل به کشورهای آفریقایی که پس از جنگ 1967 اخراج شده بودند .

البته برخی هم معتقدند که اسرائیل بعد از جنگ سرد ، ارزش استراتژیک خود را برای امریکا از دست داد و کمک های بی جون و جرا محروم شد چراکه خطر کمونیسم دیگر در میان نبود ، اما در جواب بعضی دیگر می گویند که خطر اسلام گرایی و بنیادگرایی اسلام جایگزین آن شده است و اسرائیل هم ویژگی تک قطبی دنیای بعد از جنگ را درک کرده است .

2)    اقتصاد

توسعه اقتصادی اسرائیل با موانعی رویرو است :

1)     انزوای اقتصادی و تجاری در بین همسایگان

2)     فقدان منابع طبیعی

3)     هزینه های بالای دفاعی و نظامی

4)     رشد نا امنی داخلی و منطفه ای

5)     اتکا به کمک های خارجی

اما با وجد تمامی این موانع ، اقتصاد در این کشور نسبت به دیگر کشورهای منطقه از وضعیت بسیار مناسبی برخوردار است .

دو منبع جذب در آمد عمده اسرائیل از این جمله اند :

1)     صدور پیشرفته ترین صنایع و تسلیحات نظامی

2)     صنعت نرم افزار و یارانه ای

نظام مثبت و عواملی که منجر به تنوع و پیشرفت اقتصاد اسرائیل شده اند ، عبارت اند از :

1)     موجود استانداردهای مناسب تولید

2)     درصد بالای سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI)

3)     حضور کارگران ارزان

4)     سرازیر شدن سرمایه های خارجی یهودیان

5)     عدم تاًثیر پذیری اقتصاد این کشور از دیگر بلوک های اقتصادی به دلیل وابستگی اسرائیل به ایالات متحده


3)    اتحادهای منطقه ای و جهانی

در اسرائیل دو دیدگاه به این موضوع وجود دارد :

الف) اولویت سیاست های خارجی اسرائیل باید برقراری پیوند با غرب باشد و گسترش روابط با کشورهای خاورمیانه هدف درجه دو محسوب می شود .

ب) اولویت سیاست خارجی را باید بیشتر روی کشورهای خاورمیانه گذاشت .

دولت اسرائیل به جهت انزوا در منطقه ، سعی بر ایجاد دوستی با قدرت های جهان را سرلوحه کار خویش قرارداد . البته در سطح منطقه ای هم توجهش بیشتر به کشورهای غیر عرب بهپیرامونی بوده و هست . به این دلیل استراتژی اسرائیل (( خط مشی پیرامونی )) می گویند .

اسرائیل همواره به طور سنتی به ایجاد روابط با کشورهایی مثل ترکیه ، اتیوپی ، قبرس و ایران ( قبل از انقلاب ) تمایل داشته است . همکاری های اسرائیل با این کشورها هم بیشتر در حوزه های اطلاعاتی و امنیتی بوده است .

در سطح جهانی ، قبل از ایالات متحده . فرانسه متحداستراتژیک اسرائیل بوده که با آمدن دوگل ، در سیاست خارجی فرانسه چرخشی روی داد و دیگر حمایت خاصی از سوی فرانسه صورت نمی گرفت .

اسرائیل از دهه 1960 به گسترش روابط با امریکا پرداخت و منشا، این روابط هم به حوزه نظامی بر می گردد . ( دوره کندی )

 

 

4)    حقوق بین الملل و نهاد های بین المللی

اسرائیل به عنوان کشوری تازه تاسیس پس از جنگ جهانی دوم با تصویب سازمان ملل که خود یکی از نهادهای حاکمیت حقوق بین الملل است ، در کنار دیگر کشورها قرار گرفت . مشارکت یا عدم مشارکت اسرائیل در برخی توافق نامه های بین المللی به منافع ملی ، سابقه تاریخی و هویتی ، ذهنیت رهبران و ماهیت دولت آن بر می گردد. ورود برخی از کنوانسیون ها به جهت تبدیل شدن به کشور معمول و عادی بوده است ، تا به پذیرش جامعه جهانی و مقبولیت عمومی نائل گردد .

پیوند استراتژیک اسرائیل و آمریکا : آستانه تهدید پذیری اسرائیل در برابر عدم رعایت یا بی توجهی به موازین حقوق بین المللی را افزایش داده است . در زمان جنگ سرد به خاطر موضع گیری شوروی ، در بینی نسبت به تصمیمات سازمان ملل در میان رهبران و مردم اسرائیل به وجود آمد ولی در حال حاضر سهم اسرائیل در فعالیت های سازمان ملل بیش تر شده است و عادی سازی روابط بین اسرائیل در سازمان ملل در هردو طرف پیگیری می شود .

موقعیت اسرائیل به عنوان تنها کشور عضوی که عضو هیچ گروه منطقه ایی نیست ، باعث شده است که نتواند به عضو نهاد های اصلی مثل شورای امنیت یا شورای اقتصادی و اجتماعی درآید .

برای مطالعه ی بیشتر می توانید به کتاب معروف مایکا برچر تحت عنوان سیستم سیاست خارجی اسرائیل رجوع کنید . همچنین کتاب سیاست خارجی اسرائیل تالیف محسن اسلامی ،منتشر شده توسط انتشارات امیرکبیر نیز مفید می باشد.