مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

تاریخ خاورمیانه بخش دوم
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٥
 

 

تا قبل از دوران اسلامی شبه جزیره ی عربستان که در حاشیه ی امپراطوری های خاورمیانه قرار داشت علی رغم توسعه یافتگی دیگر مناطق خاورمیانه ، از نظر سطح توسعه همتراز یونان باستان بود .در این منطقه بیشتر جوامع ، اولیه،  بدوی بودند. در این منطقه بیشتر زندگی چوپانی و بیابان گردی رواج داشت. در عین حال شبه جزیره همیشه در ارتباط نزدیک با سرزمین های امپراطوری بود و همواره تحت تاثیر شدید این مناطق قرار داشت .


سه عامل باعث افزایش ارتباط شبه جزیره با جهان خارج می شد : مبلغانی که به تبلیغ توحید در این منطقه می پرداختند ، بازرگانانی که پارچه ،جواهرات ،موادخوراکی از قبیل غلات و شراب را به این منطقه می آوردند ،ونمایندگان امپراطوری ه که سعی می کردند از راه های دیپلماتیک و سیاسی امتیازهای تجاری حکومت را امپراطوری را افزایش دهند،از همکیشان طرفدار حکومت خود حمایت کنند و منافع استراتژیک امپراطوری خود را تامین کنند. با این وجود تا اواخر قرن ششم تحولات در شبه جزیره به حدی نبود که این منطقه را جذب تمدن فراگیر خاورمیانه کند و یا باعث به وجود آمدن تمدن جدیدی دراین منطقه گردد. در چنین منطقه ای بود که حضرت محمد متولد شد ،بزرگ شد،قرآن راعرضه کردو پیامبر دین اسلام گردید و زندگی مردم را برای همیشه دچار تحول گرداند.  به طور کلی می توا ن گفت که اعتقادات مذهبی وتشکیلات اجتماعی سیاسی که از طریق تعالیم قرآنی و توسط محمد وارد شبه جزیره شدند ازهمان سنخی بودند که در خاورمیانه وجود داشتند.محمد طوایف هرج ومرج طلب را براساس محور دین باهم متحد کرد،باهدف برقراری نظم سیاسی و اقتصادی یک ساختارحکومتی به وجود آورد وبا ارائه یک دیدگاه دینی تضاد میان ارزشهای خانوادگی بادیه نشینان با ارزشهای تجاری مکه ازبین برد. اسلام جامعه ی قبیله ای ونگرش توحیدی را با وحدت دینی ،اتحادیه ی تجاری ئ تشکیلات سیاسی پیوند داده ،جامعه ی جدیدی براساس وحدت دینی شبه کلیسیایی و تشکیلات امپراطوری به وجود آورد.به هرحال تشکیل جامعه ی اسلامی در شبه جزیره باعث تشکیل حکومت دینی در این منطقه ی حاشیه ای گردید .

قلمرو عرب های مسلمان برای مدت زیادی محدود به شبه جزیره باقی نماند. آنها در طول چند دهه اکثر نقاط خاورمیانه را به تصرف خود در آوردند و بدین وسیله عرصه ی لازم برای ساخت تمدن اسلامی فراهم آمد. به دنبال پیروزی های اعراب مرحله ی تاریخی دراز دتی آغاز شدکه طی آن امپراطوری ساسانیان و مناطق شرقی امپراطوری بیزانس وارد قلمرو امپراطوری اسلامی گردیدندواکثریت یهودیان،مسیحیان،زرتشتیان این مناطق به اسلام گرویدند. ساکن شدن اعراب در خاورمیانه به تحقق تحولات اجتماعی ،یکپارچگی تدریجی اما جزئی گروه های عرب و غیر عرب و درنتیجه تشکیل جوامع جدید کمک کرد. پیروزی های اعراب عموما درنتیجه ی وجود میل زیاد آنها به کسب غنائم جنگی و تمایل به گسترش اسلام در سطح جهان حاصل می شدند. عرب ها برای اولین بار در طول تاریخ موفق شدند کل منطقه ی خاورمیانه را به تصرف خود درآورند و شمال آفریقا ،اسپانیا و ماوراءالنهر را تحت حاکمیت خود درآورند.  مهاجرت گسترده ی اعراب به داخل مناطق فتح شده باعث تحکیم هرچه بیشتر سلطه ی حکومت اسلامی براین مناطق شد . بادیه نشینانی که به خاورمیانه مهاجرت می کردند یا به تدریج جذب محیط می شدند و با آن هماهنگ می شدند و یا این که در کنار مرزهای برای خود حکومت های پادشاهی تشکیل می دادند. رهبران حکومت اسلامی از همان ابتدا سعی کردند مهاجرت بادیه نشینان را در جهت منافع خود کنترل کنند .آنها دو اصل را سر لوحه ی کار خود قرار دادند.یک بادیه نشینان به جوامع کشاورزی آسسیب نرسانند و دیگر آنکه حکام تعیین شده برای مناطق فتح شده با رؤسا و اشراف این مناطق همکاری داشته باشند.در دوران عمر (44-643) بین فاتحان و مردم سرزمین های فتح شده توافق های حاصل شد. عمر هنگامی که به خلافت رسید اعلان کرد تاحد ممکن باید از آزار دادن به مردم سرزمین های فتح شده خودداری شود .این به دان معنا بود که مسلمانان عرب برخلاف آوازه ی خود نباید سعی کنند به زور مردم مناطق مختلف را مسلمان کنند .محمد به یهودیان ، مسیحیان شبه جزیره اجازه داده بود که در صورت پرداخت خراج به دین خود عمل کنند .عمر نیز با یهودیان ،مسیحیان وزرتشتیان خاورمیانه که از سوی اسلام «اهل کتاب» خوانده می شدند چنین برخوردی را انجام داد . اسلام در این دوره فقط دین اعراب بود و نشانی از اتحاد آنها به شمار می رفت  .آنها شور و شوق کمی نسبت به تبلیغ دین خود داشتند. نخبگان پیشین دستگاه اداری دو امپراطوری  ساسانیان و بیزانس جذب رژیم جدید شدند ،کاتبان و حسابداران ایرانی ،قبطی و یونانی برای اربابان جدید مشغول کار شدند و زمینداران و کدخداهای روستا ها قدرت خود را حفظ کردند .خلاصه آنکه نظام اجتماعی و دینی مناطق فتح شده کاملا دست نخورده باقی ماند.

پیروزی های اعراب ،اسکان گسترده ی آنان در مناطق پادگانی متعدد و ایجاد یک رژیم امپراطوری جدید باعث تحولات گسترده ای در بخش تجارت بین الملل ، تجارت بین شهری و کشاورزی گردید. این امر باعث توسعه ی شهرنشینی در ایران ، ماوراءالنهر و مناطق شمالی سوریه گردید. گسترش یکجانشینی و شهرنشینی،تعالیم اسلام،وتماس عربها با دیگر مردمان خاورمیانه ازجمله عواملی بودند که باعث تضعیف جامعه ی قبیله ای ،ترویج وگسترش ساختارهای گروهی جدید ،تشدید ماهیت طبقاتی جامعه ،گسترش تقسیم کاردر جامعه ،و بالاخره تشکیل جوامع مختلط عرب و عجم گردیدند.

 

خلافت

تغییر و تحول سریع خاورمیانه در اولین قرن از حکومت اعراب مسلمان کشمکش ها و اختلافات شدیدی را در جامعه ی مسلمانان به دنبال داشت .تغییر ترکیب نخبگان عرب،ایجاد شکاف میان سربازان ومهاجران ،یکپارچگی گروه های عرب وغیرعرب ،ظهور انجمن های فرقه ای ،ومطالبات موالی بر شدت و حدت این کشمکش ها افزودند. در اثر این کشمکش ها دستگاه خلافت مجبور شد قالب و شکل خود را مه ائتلافی ازفاتحان چادرنشین بود تغییر دهد  و به یک امپراطوری خاورمیانه ای که با اصول اسلامی توجیه می شد تبدیل شود. به طور کلی می توان تاریخ خلافت را به چند دوره تقسیم کرد : دوره ی خلفای راشدین (661-632)،دوره ی خلافت امویان( 750_661)،عباسیان (833-750) و دوران زوال امپراطوری عباسیان(945-833).

اولین مرحله از تاریخ خلافت اسلامی شامل دوران خلافت خلفای راشدین یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و علی می باشد. این  چهار نفر که ازاصحاب پیامبر بودند،به اتکای روابط شخصی باپیامبر در دوران حیات وی و همچنین به اتکای مشروعیت دینی و مرجعیت پدرسالارانه ی خود که ناشی از وفاداری آنها به اسلام بو د حکومت اسلامی را اداره می کردند. خلفای راشدین مدعی بودند که ناییبان خدابر روی زمین هستند . در دوران حکومت علی اختلافاتی در جامعه پدید آمد و درنهایت جنگ های داخلی متعددی روی داد که نتیجه این جنگ ها دودستگی دائمی میان مسلمانان شد .کسانی که خلافت معاویعه و جانشینان او را پذیرفتند سنی نامیده شدند و کسانی که معتقد بودند تنها علی دارای حق خلافت بوده و فرزندان وی باید جانشین او شوند شیعه نامیده شدند .از سرگیری فتوحات در سطح جهانی مهمترین سیاست رژیم تازه تثبیت شده ی امویان بود. ارکان اداری و نظامی حکومت جدید امویان با سیاست ایدئولوژیک جدیدی توسط این حکومت اتخاذ گردید مورد حمایت قرار گرفت . امویان بانمایش گذاشتن چهره ای خشن و اعمال ضرب و زور و تحقیر ناخواسته جریانات معارضی را علیه دستگاه خلافت در درون سرزمین های اسلامی پدید آوردند که نهایتا منجربه سرنگونی آنان و ظهور دولت عباسیان گردید. بنی العباس که با سوار شدن بر جریان نارضایتی به خلافت رسیدند با همان معضل وسعت قلمرو و ناتوانی در جلب وفاداری سیاسی همگانی روبه بو شدند .اما برخلاف اسلاف خویش که راه حل را تنها در افزایش فشار ومی دیدند ،سیاست دیگری را به کار گرفتند که به دوام 500 ساله آنان مدد رساند:

-                           بهره گیره ی از تجربیات حکومت مداری تمدن های گذشته به خصوص تمدن ایرانی وتوسعه ی دستگاه دیوان سالاری

-                           به خدمت گرفتن خاندان های دیوانی دربار ساسانی در دستگاه خلافت .

-                           سپردن حکومت ولایات به امیران و بزرگان همان بلاد.

-                           کنار آمدن و رسمیت بخشیدن به حکومت امیرانی که با قهر و غلبه بر سرزمینی دست می یافتند(امارت استیلا)

-                           اعطای اختیارات و استقلال عمل به حکام ولایات در مقابل پرداخت مالیات سالیانه به دستگاه خلافت و خواندن خطبه به نام خلیفه .

رویه ی عباسیان در اتخاذ روش های غیر متمرکز گرا ،زمینه هایی را برای افزایش استقلال نسبی حکام محلی به خصوص در سرزمین های شرقی پدید آورد که منجر به شکل گیری اولین دولت های ایرانی پس از اسلام گردید.

 

دو سلسله ی بنی امیه و بنی عباس به منظور تثبیت رژیم های خود سعی کردند به امپراطوری اسلامی مشروعیت فرهنگی دهند واجزای بسیار متفاوت و ناهمگون طبقه ی حاکم خلیفه ،خانواده و دوستان نزدیک خلیفه ،رؤسای قبایل عرب ،فرماندهان نظامی ،سربازان اهل آسیای مرکزی ،مدیران ایرانی ،کشیش های مسیحی وعلمای اسلامی را در قالب واحد«نخبگان امپراطوری» به هم پیوند دهند.

همان جریان های که باعث ظهور امپراطوری عباسیان و نخبگان آن گردیدند و اشکال مختلف فرهنگی اش را بوجود آوردند عامل سقوط واضمحلال آن گردیدند. سقوط این امپراطوری از اواسط دوره ی تثبیت آن آغازگردید . بالاخره در سال 945 آل بویه بعد از یک مبارزه ی پیچیده توانستند بغداد را به کنترل خود درآورند و بدینوسیله امپراطوری عباسیان را سرنگون کنند .البته آل بویه پس از فتح بغداد به خلیفه اجازه دادند که مقام ظاهری خودرا حفظ کند و بدین ترتیب سلسله ی عباسیان تا سال 1258 ادامه پیدا کرد اما دیگر این سلسله ی عباسیان نبود که آحکومت می کرد. سقوط امپراطوری عباسی تنها یک دگرگونی سیاسی نبود بلکه تحولی اجتماعی و اقتصادی به حساب می آمد.  دراثر وقوع این پدیده کشورهای کوچکی به ظهور رسیدند و جایگزین امپراطوری واحدی گردیدند.

طاهریان ،نخستین سلسله ی ایرانی اسلامی

 هنگامی که مامون مرکز خلافت را به مرو برگرداند ، طاهر سردار بزرگخود را به امیری این ولایت گمارد . اگرچه میان طاهر و دستگاه خلافت در اواخر کار ،نقار و کدورت درگرفت ،لیکن مامون و پس از او معتصم امارت خراسان را به اعقاب او سپردند . دولت نیمه مستقل طاهری در خراسان با به امارت رسیدن عبد الله پسر طاهر ذوالیمینین پاگرفت.طاهر تا به آخر خراج گذار دستگاه خلافت باقی ماندند.

صفاریان ،امرای مستولی

صفاریان از عیاران سیستان بودند که در طول امارت طاهریان بر این نواحی ،همواره موجبات آشوب و ناامنی درمرزهای جنوبی راپدید می آوردند . عیاران صفاری با ضعف آل طاهر قدرت گرفتند وقلمرو خویش را با هزیمت علویان ،تا مازندران ،فارس و خوزستان توسعه دادند . بساط سلسله ی صفاری به دست امیر سامانی برچیده شد .

سامانیان امیران مطیع

سلسله ی سامانی از پس از سرکوب و هزیمت صفاریان که اقتدار سیاسی دستگاه خلافت را مورد تهدید قرار داده بود ند پدیدآمد . امیر سامانی از امرای منصوب مامون در ماوراءالنهر به پاس خدمتی که به دستگاه خلافت در سرکوبی و دستگیری عمر و لیث صفاری نمود مورد ستایش خلیفه قرار گرفت و لوای حکومت خراسان را دریافت کرد . ستاره دولت سامانی با دور اندیشی ترکان غزنوی که در بروز خلاف در دستگاه خلافت ،طرف خلیفه ی پیروز یعنی القادر را گرفتند ،افول کرد و کوکبه ی دولت ایشان به غزنویان فرو افتاد .

تقسیمات اداری در عصر امویان و عباسیان در ایران

   سابقه ی تشکیلات اداری و دیوانی در ایران به دوران پیش از اسلام باز می گردد، و آنچه تاثیرات قابل توجهی بر ساختار نهادهای دیوانی در دوران اسلامی گذاشته ،بویژه دیوانهاو سازمان های اداری عصر ساسانی است. در مورد تشکیل دیوان در صدر  اسلام ،وچگونگی تاسیس آن منابع و مورخان همگی بر این عقیده اند که در زمان عمر ،لزوم تاسیس سازمانی جهت ثبت و ظبط اموال مسلمانان احساس شد و به دستور عمر تشکیلاتی به وجود آمد . چند دیوان مهم عبارت بودند از:

دیوان جیش: با توجه به اینکه رقم اصلی درآمد و نیز رقم اصلی مخارج مسلمانان را لشکرکشی ها وجنگها به خود اختصاص می داد، اولین دیوانی که ضرورت آن احساس می شد ، دیوان جیش بود.

دیوان بیت المال: این دیوان وظیفه اش نظارت بر اموال بیت المال و کنترل ثبت آن در دفاتر مربوط بود .علاوه بر آن دستورات رسیده ،نامه ها ،چک ها،و دستورات صادره ، مشخص و ثبت می شد .

دیوان برید: از دواوین بسیار مهم دستگاه خلافت «دیوان برید » یا چاپار وپست بود. برقراری ارتباط با سرزمین هاو ولایات پهناور قلمرو اسلامی ،طبیعتا برقراری سازمانی پرفعالیت مانند پست را ایجاب می کرد .

خاورمیانه پس از عباسیان

تاریخ خاورمیانه پس از فروپاشی عباسیان را نمی توان به صورت کلی بیان نمود . در بیان تاریخ آشفته ی این منطقه باید بین بخش شرقی و غربی تمایز قائل شد . اولین نسل از رژیم هایی که در قلمرو امپراطوری عباسیان بوجود آمدند عبارت بودند ار آل بویه در عراق و مناطق غربی ایران (1055-945) ،سامانیان در مناطق شرقی ایران و ماوراء النهر (تا999) ، و غزنویان در افغانستان و خراسان (تا 1040). سپس چندین امپراطوری چادر نشین جای این رژیم ها را گرفتند . با سقوط عباسیان مرزهای میان منطقه ی خاورمیانه و آسیای مرکزی برداشته شد و چادر نشینان ترک شروع به نفوذ در این منطقه کردند . در قرن دهم قراخانیان به ماوراءالنهر حمله کردند و کنترل آن جا رادردست گرفتند .در قرن یازدهم سلجوقیان توانستند ایران و آناتولی را تحت تصرف خود درآورند . در قرن دوازدهم ترکمن های غز و نمین قدرت یافتند ودر قرن مغول ها بر اکثر نقاط خاورمانه تسلط یافتند . در غرب فاطمیان بر مصر و بخش های از سوریه کنترل یافتند .