مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

منازعات قومی در خاورمیانه بخش 1
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱
 

 

 

همه ی ما با مسائل قومی ، مفهوم قومیت و حقوق قومی تا اندازه ا ی آشنا هستیم . دهه ی 1990 شاهد بروز ناگهانی درگیری های قومی _ نژادی  با افول در گیر های ایدئولوژیکی جنگ سرد ، اشکال جدیدی از رقابت های بین گروهی ظهور کردند. به نوشته ی " موی نیهان " به نظر می رسد دیگر دولت ملت ها با یکدیگر وارد جنگ نشوند ، اما گروه های قومی همواره در جنگ اند.  بسیاری از این برخور دهای قومی و نژادی ناگزیر به قلمرو سیاست بین الملل را ه  می یابند . امروزه اصطلاح تصفیه نژادی ، وارد ادبیات سیاسی ما شده است . اکنون ، قومیت چارچوبی مستقل است که در آن موسیقی ،  غذا ، هنر ، ادبیات ولباس معنادار می شود و هویت قومی متغییری مستقل در سیاست ( داخلی ، منطقه ای و بین المللی ) محسوب می شود . هویت قومی چه امروزه پذیرفته شود ، چه نشود ، پدیده ای است که در  طی تجارب تاریخی شکل گرفته و ماهیت ازلی دارد .


 به نوشته ی بارت (1996) هویت قومی ترکیبی از ویژگی های عینی تاریخی ، همچون زبان ، دین ، سرزمین ، سازمان اجتماعی ، فرهنگ ونژاد و نیز ویژگی های ذهنی است که گروهی  آنها را برای اثبات هویت خود به کار می برد. قومیت ، حقوق قومی و ادعا های قومی از پیامد های مدرنیته و نظم جدید جهانی هستند، نظمی که از حل هزاران درگیری و رقابت های قومی یا اقلیتی در سرتاسر جهان ناتوان مانده است (Horowitz، 1985) .

قومیت پبرای هموار کردن راه خود در جامعه جنگیده و خونریزی و ویرانی در پی داشته است ( p xi ، 1985، Horowitz)  یکی از نگرانی های عمده ی سیاست گذاران و طراحان افکار عمومی در منطقه ی خاورمیانه درگیری های قومی است . تنها وجود گروه های قومی فی نفسه مشکل ایجاد نمی کند ، بلکه مبارزات آنها برای حق تعیین سرنوشت و استقلال باعث بی ثباتی می شود .  واژه ی قومیت در خاورمیانه تداعی کنند ه ی معنای خاصی است . این واژه در خاورمیانه واژه ای نو تلقی می شود  وبا درگیری ها وتنش های داخلی کشور ها پیوند خورده است . عده ای بر این اعتقاد اند که منازعات قومی در دهه ی 1990 نتیجه ی سیاست های قدرت های استعماری بوده است . استعمار بدون توجه به عامل قومیت ، مرزهای کشور های جدید منطقه را تعیین کرد و گروه های مختلف و متعارض را به زور زیر یک پرچم گرد آورد . موضوع قومیت و حقوق اقلیت ها با موضوعات دولت- ملت ، ملی گرایی ، حاکمیت تود ه ای و ملیت پیوند خورده است . حقوق بسیاری از گرو ه های قومی و اقلیت ها ، در کشور های مانند عربستان سعودی و عراق ، صرف نظر از ایدئو لوژی حاکم بر این کشور ها ، همواره با خشونت نقض شده است . به عبارت دیگر در بحث قومیت و حقوق اقلیت ها بیشتر در باره ی ماهیت دولت و مشروعیت آن سخن راند ه می شود تا حق تعیین سرنوشت یا استقلا ل این گروه ها.

دولت و هویت در خاورمیانه

ماهیت دولت در خاورمیانه بحث قومیت و سیاست قومی در منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار داده است . همه ی حکومت ها منطقه اعم از سلطنتی ، تک حزبی ، امام محوری یا پسا استعماری ، در صدد بوده اند تا مشکلات هویتی ایجاد شده در واحد های سرزمینی را به عنوان پیامد اصلی نفوذ قدرت های خارجی حل کنند . طبیعی است در چنین شرایطی ، تلاش نخبگان حاکم در امر دولت سازی این بوده است که برای غلبه بر وفاداری های قومی، مذهبی، زبانی ، قبیله ای یا طایفه ای ، نهاد های هویتی جدیدی خلق کنند . فرایند یکپارچه سازی به شیو ه های گوناگونی از طرف دولت انجام شد که از آن جمله می توان به استراتژی تهاجمی، جذب و استحاله و حتی تصفیه نژادی و کشتار دسته جمعی اشاره کرد . نخبگان حاکم در منطقه ، همگی با مشکل مشابهی روبه رو شده اند و آن ایجاد هویت های جدید در واحد های سرزمینی است که بتواند طیف گستر ده  ای از گروه های قومی رادر کنار هم گرد آورد .

با تجزیه ی امپراطوری عثمانی و ظهور دولت های مستقل ملی بر صفحه ی جغرافیای سیاسی خاورمیانه پایه های نظام دولت ملت در این منطقه نهاده شد . با ایجاد دولت های مستقل ملی ناسیونالیسم به منظور دفاع از تمامیت ارضی کشور ها و تثبیت مرزهای ملی تقویت شد و مبنای سیاست دولت های این منطقه قرار گرفت .

 

 

تعریف قومیت 

بحث درباره ی قومیت ، حقوق قومیت ها و سیاست قومی در خاورمیانه فی نفسه منعکس کننده ی بروز تغییراتی در در منطقه است . هرچند وحدت و اتحاد گروه های قومی نیز در منطقه وجود داشته است ، اما این اتحاد هیچ گاه سیاست منطقه را تحت تاثیر قرار نداده است . سیاست عموما به اعتبار معیار های طبقاتی تحلیل میشود و عموما تحلیل های مکاتب شرق شناسی و پسا شرق شناسی چنین گرایش دارند. بحث درباره ی گرو های قومی تاحد زیادی به قلمرو مطالعات مردم شناسی و مباحث ایل و قبیله محدود و ازحوزه ی مطالعات دولت و ملت دور شده است .لذا اینجا طرح بعضی از دیدگاه های کلیدی درباره ی اهمیت ، معنی و مفهوم قومیت مفید به نظر می رسد . اسمان و رابینوویچ برای تعریف مفهوم قومیت بین  دو گروه کهنه گرایان و ابزار گرایان تمایز قائل می شوند . ازنظر کهنه گرایان هویت های بنیادین جامعه شاخص های عمد ه ی قومیت وسیاست در منطقه هستند . مثلا اسلام یکی از شاخص های بنیادین است که در شکل دهی سیاست منطقه نقش مهمی دارد . ابزار گرایان ازرابطه ی قومیت و ملی گرایی برداشت عقلانی تری عرضه می کنند. به نوشته ی اسمان و رابینوویچ ، ازنظر ابزارگرایان افراطی یکپارچگی قومیتی تاآن زمانی تداوم می یابد ، که بازدهی داشته باشد . به این معنی که امنیت ، منزلت و سود مالی بیشتری از انشقاق های قومی داشته باشد(1988,p,13) .

در واقع دامنه ی مباحث یا مفاهیم مطرح شده ، تحلیل ها ی فرد را از سیاست های قومی یا تعاملات داخلی جامعه متاثر می سازد . مثلا براون میراث های قومی را از سیاست های قومی که در وفاداری تعصب آمیز گروه ها ، اعم ازدینی ، قومی ، زبانی و قبیله ای منعکس می شود ، عامل مهمی در شکل دهی به فرهنگ سیاسی منطقه تلقی می­کند(1984,p.143) . براون درباره ی تداوم فرهنگ سیاسی خاورمیانه در عصر جدید سخن می گوید  . ساخت این فرهنگ سیاسی مبتنی بر ترکیبی از هنجار های گروه های نژادی ، قومی و مذهبی است که هنگام مواجه با نیرو های نوساز ملت ، ملی گرایی و نهاد های حکومتی ، به طرف وفاداری های سنتی و رفتار مربوط به آن میل می کند . از نظر براون این الگوی فرهنگ سیاسی نشان دهنده ی مقاومت های فرقه ای در برابر تغییرات و جاذبه های نیرو های مذهبی وسیاسی سنتی است.

در گذشته ، مفهوم قومیت حوزه ی گستر ده تری را در بر میگرفت. منطقه ی خاورمیانه که اعراب و فارس ها را در برمی گرفت ، عمد تا منطقه ی عربی در نظر گرفته می شد. با این حال جهان عرب قومیت ها وفرقه های متعددی را شامل می شده است . آنتونی اسمیت یاداور می شود که منظور از گروه های قومی مجموعه های فرهنگی مبتنی بر افسانه ، نژاد، تبار و گذشته ی تاریخی است که با یک یا چند تفاوت فرهنگی مانند دین ، آداب ورسوم و زبان از یکدیگر متمایز می شوند( 1991,p.2).بر اساس این تعریف به گرو های مختلف سراسر خاورمیانه مانند یهودیان ، اعراب ، بربر ها ، فارس ها ، علوی ها ، مارونی ها ، ارمنی ها ، و اعراب مارش ، لفظ قومی تعلق می گیرد  . بعلاو ه اکثر کشور های منطقه شاهد برخورد ها یا تنش های قومی در داخل مرزهای خود بوده اند .قومیت عنصر مهمی در سیاست و هویت منطقه محسوب می شود . با رنگ باختن برخی از هویت ها و ایدئولوژ ی ها ی مربوط به آنها ،هویت های جدید ی برای پر کردن خلاء و بحران ایدئولوژیکی درمنطقه ظهور کرده اند .

هویت قومی ممکن است در قالب اعتقادات و تصورات فردی نیز شکل گیرد ، آنچه که می توان از آن به عنوان "تصورات خیالی " توصیف کرد . اسرائیل بهترین نمونه در این زمینه است . یهودیان تا زمان تاسیس جنبش صهیونیسم در اواخر دهه ی 1890 اقلیتی مذهبی محسوب می شدند . تفکر هرتزل مبنی بر احیای ملت یهود ، این جمعیت پراکنده را به گروه قومی تبدیل کرد که در نهایت مبنای شکل گیر ی دولت اسرائیل شد. اسرائیل بر پایه ی ایده ی احیای مردم یهود و در هئیت مجموعه ای ملی و قومی و نه مذهبی ، دولتی قومی محسوب می شود .ازهمین رو زبان عبری مشخصه ی اصلی این کشور است . بنابر این یهودیان دولت اسرائیل را از طریق اجتماعی خیالی و با هدف ایجاد ، حفظ و بقای ملت عبری زبان در سرزمین مقدس تشکیل دادند . بنابر این در حال حاضر ملت اسرائیل وجود دارد ، به این سبب که یهودیان تفاوت های خود را باور کرده ، به آنها ارج نهاده و از طریق آنها یک دولت ملت پدید آورده اند . برخورد های قومی به واسطه ی نادیده گرفتن حقوق قومی اعراب و عدم شناسایی جامعه ی فلسطین ، به منزله ی جامعه ای مشخص و متمایز ، رخ داد. شکاف قومی میان فلسطینی هاو اسرائیلی ها به قدری زیاد است که قابل ترمیم نیست .  بنابراین هویت های قومی شکل گرفته ، مسائل اساسی و ماندگاری برای کشور های کل منطقه ایجاد کرده اند.

درگیری ها ی قومی درمنطقه فراوان است ، به گونه ای که این موضوع به واقعیتی انکار ناپذیر در زندگی مردم منطقه تبدیل شده است . هرچند که اکثر نظام های سیاسی منطقه به شدت سیاست سرکوب و مخفی کردن مشکلات قومی خود را دنبال کرده اند ، اما به هر حال مشکلات از طرق مختلفی آشکار می گردد. در نتیجه آشکارا  این خطر وجود دارد که درگیری ها ماهیتی قومی پیدا کنند. تراژدی درگیری فرقه ای و جنگ داخلی تنها در لبنان قابل مشاهده نمی شود. هرچند که هویت قومی یکی از هویت های مطرح است که مردم خواستار حفظ و احیای آن اند ، با این حال ، در چارچوب سیاست های منطقه از اهمیت بسیاری برخوردار است . جنگ های قومی ، فرقه ای طولانی در خاورمیانه عمدتا در فاصله ی 1945تا 1989 رخ داده اند ، و بیش از هر نوع درگیری محلی ، منطقه ای و بین المللی دیگری باعث رنج و عذاب مردم شد و بالاترین در صد مهاجران جهان را از خانه و کاشانه ی خود دور کرد .

تجربه تاریخی و فرآیندهای جهانی نشان می دهد که موجودیت ملت ها و دولت های ملی همواره از دو سو به چالش کشیده می شود. یکی از ناحیه تهدیدات خارجی کشورها وملت های دیگر و دیگری ازناحیة بیدار شدن هویت های خرد و در تعارض قرار گرفتن این هویت ها با هویت کلا نتر ملی همان گونه که اسمیت می گوید": اکثر دولت های ملی در سراسر دو قرن گذشته 19 و 20 هرچند به شکلی محدود ، با چالش های قومی ، مذهبی و منطقه ای مواجه بود ه اند"

این مسائل تا آنجا که به عواملی چون فرآیندهای بین المللی و ایدئولوژی های رقیب ناسیونالیسم ملی همچون جهانی شدن و ایدئولوژی های قوم گرایانه مربوط می شود، فرآیندهمبستگی ملی با چالش های جدی مواجه شده است . ایدئولوژی های قوم گرایانه با تأکید برمفاهیمی همچون تبعیض و ستم ملی از یک سو و بزرگ نمایی خطر اضمحلال فرهنگ های خرد در فرهنگ کلان تر ملی از سوی دیگر در تلاشی برای ایجاد شکاف در همبستگی ملی و عناصر وحدت آفرین آن بوده اند.  غیریت سازی میان اقوام و تأکید بر تمایزات ازخصایص این ایدئولوژی هاست.

فرآیند جهانی شدن در ابعاد اقتصادی، اطلاعاتی و حتی سیاسی مرزهای ملی را باتهدیداتی مواجه ساخته و سبب آزاد شدن نیروهای پایین به بالا شده است . این نیروها باطرح تقاضاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدید دولت های ملی را با مشکلات عدیده ای مواجه ساخته اند. نتیجة هر دوی اینها آسیب پذیر شدن فرهنگ، هویت و همبستگی ملی بوده است(قیصری ص 398، 1382).  و این در جای خود در کارکردها و وظایف سنتی  دولت های ملی در حفظ همبستگی و تمامیت ارضی کشور تغییراتی را پدید آورده است .جدی تر شدن نحوة مدیریت تفاوت ها و تمایزات فرهنگی در درون جامعة ملی از پیامدهای آن بوده است . این مسئله آنچنان اهمیت داشته است که ترس از تسری منازعات قومی ازیک کشور به کشور دیگر سبب تلاش های میانجی گرانه بین المللی در جهت کاستن از این تعارضات میان طر فهای درگیر در سطح بی نالمللی شده است .

نظریات منازعات قومی

سنخ شناسی و تیپولوژی قومی، به منظور درک ابعاد و پیامدهایشان برای استقرار نظم اجتماعی و مدیریت جامعه در واحدهای سیاسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . درک و شناخت اینکه یک دولت چگونه و براساس چه اصولی می تواند مدیریت را در یک جامعه چند قومی در میان ناآرامی هایی که خشونت ها و درگیری های قومی به وجود می آورند اعمال نماید، یکی از ضروری ترین و اصلی ترین مسائل در مدیریت بحران محسوب می شود. درگیری های قومی از آن جهت که ممکن است ناشی از ناخرسندی قومیت ها در جامعه چند قومی باشد، همیشه به معنی به چالش خواندن قدرت دولت و حکومت محسوب می شود ودولت به منظور کنترل درگیری های قومی و حفظ نظم اجتماعی و قدرت سیاسی خود ناگزیر از اداره آن می باشد . بنابراین ، شناخت و دریافت درست از علل و انگیزه های خشونت های قومی و مذهبی و تیپولوژی آنها براساس نوع ، ماهیت، ابعاد و انگیزه ها و همچنین یافتن را ه حل های درست در جهت مهار و اداره درگیری ها و بحران های قومی به عنوان یکی از لوازم هدف مدیریت قومی محسوب می شود. امری که در جوامع متنوع غیرطبیعی و دور از انتظار از دهه شصت به بعد مفاهیم مثل همبستگی، ناسیونالیسم و بحران های قومی در ابعاد و زوایای مختلف و با رویکردهای متفاوتی در حوزه علوم توسط صاحب نظران و نویسندگان مورد بررسی و تبیین قرار گرفت . جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی، علوم سیاسی و جغرافیای سیاسی از جمله حوزه ها و رشته های علمی هستند که در ارتباط با همبستگی، بحران هویت و ناسیونالیسم به بحث و بررسی پرداخته اند. هریک از رشته های مذکور جنبه ای از این مفاهیم را مدنظر قرار داده و از منظر خاص خود آن را تبیین کرده اند.

جامعه شناسان برای تبیین همبستگی و بحران های قومی عمدتاً بر جنبه های ساختاری جامعه، انحصار موقعیت های عمده اجتماعی توسط اعضای یک گروه، توزیع نابرابر و غیرعادلانه فرصت ها و تبعیض اجتماعی تأکید نموده اند. علمای علم سیاست و نظریه پردازان حوزه علوم سیاسی بیشتر بر نقش نخبگان ، الیت ها و رهبران فکری و قومی در ایجاد همبستگی قومی تأکید داشته و میزان مشارکت قومیت ها در قدرت و پذیرش مشروعیت سیاسی قوم مسلط و علایق قومی در تشکیل دولت ملی را از جمله متغیرهای عمده موجده همبستگی و مسائل قومی می دانند. جغرافی گرایان قلمرو جغرافیای سیاسی را که هر قوم در آن به سر می برند و میزان امکاناتی که آن قلمرو برای اعلام موجودیت دراختیار اقوام قرار می دهد؛ شکل هندسی کشور، ناهمواری ها، ارتفاعات و عوارض طبیعی صعب العبور که مانع برقراری ارتباطات میان بخش های مختلف کشور می گردد و همچنین تفاوت های محیطی و تأثیر آنها بر همبستگی ملی را مدنظر قرار می دهند.

روان شناسان اجتماعی با متمرکز ساختن توجه خود بر افراد و گروه های تعاملی کوچک در پی یافتن شیوه هایی هستند که مردم یا گروه ها و ملت ها مرتبط  می گردند . تأثیری که احساسات در برانگیختن یا کاهش احساس دلبستگی به گروه دارند اهمیت اصلی این تمرکز است . نگرش های اقوام و گروه ها به ملت و قومیت خود و دیگران و اینکه احساسات قوم مدارانه با ملی گرایانه به چه نحوی در موقعیت های مختلف میان فردی و میان گروهی بروز می کند، نقطه عزیمت روا ن شناسان اجتماعی در مطالعه چالش ها و ناسیونالیسم قومی است . همچنین در رویکرد روان شناسی اجتماعی رابطه فرد با نظام سیاسی و دولت و قومیت خود و مقوله نیاز از جمله مفاهیمی هستند که مورد توجه قرار دارند . در ادامه چارچوب نظری سعی شده است تئوری هایی که در قالب آنها بحران ها و مسائل قومی قابل بررسی و تبیین است ، ارائه گردند. مجموعه این تئوری ها در دو حوزه علمی و جامعه شناختی و علوم سیاسی بررسی و ارائه شده اند.

 

 

1- تئوری های بحران قومی

الف) جامعه شناسان برای تبیین همبستگی و بحران های قومی عمدتاً بر مسائل زیر تأکید دارند:

1- جنبه های ساختاری جامعه

2- ا نحصار موقعیت های عمده اجتماعی توسط اعضای یک گروه

3- توزیع نابرابر و غیرعادلانه فرصت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، توزیعی و منزلت

 

ب) نظریه پردازان حوزه علوم سیاسی عمدتاً بر مسائل زیر در ایجاد همبستگی قومی تأکید دارند.

 1-نقش نخبگان، رهبران فکری و قومی بر ایجاد همبستگی قومی

2-میزان مشارکت قومیت ها در قدرت سیاسی، مشروعیت سیاسی قوم حاکم

3- اعتماد، رضایت و علایق قومی در تشکیل دولت ملی

 

ج) جغرافی گرایان عمدتاً بر مسائل زیر در ایجاد همبستگی قومی تأکید دارند.

1- شکل هندسی کشور

2- ناهمواری ها، ارتفاعات و عوارض طبیعی صعب العبور که مانع برقراری ارتباطات میان

بخش های مختلف کشور می گردد.

3- تفاوت های محیطی

4- جغرافیای کشور همجوار و نحوه پراکندگی جمعیت قومی در آنها(حضور یک قوم در

جغرافیای مشترک ولی دارای وزارت مرزهای معین)

 

د) روان شناسان اجتماعی عمدتاً بر مسائل زیر ایجاد همبستگی قومی تأکید دارند:

1- تأثیر احساسات در بر انگیختن یا کاهش اح ساس و د لبستگی اقوام و گروه ها به ملت و قومیت

خود و دیگران

2- رابطه فرد با نظام سیاسی و دولت و قومیت خود

3-رابطه مستقیم میان چالشها و ناسیونالیسم قومی وجود دارد.

  

 


 

 

تئوری های جامعه شناختی بحران های قومی

ادامه دارد...

تئوری های سیاسی منازعات قومی