مطالعات خاورمیانه

در این وبلاگ سعی برآن است تا موضوعات علمی و خبری در زمینه ی مطالعات منطقه ی خاور میانه ارائه گردد.

برخورد فرایند های جهانی شدن در خاورمیانه
نویسنده : امیر جعفری - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۳٠
 

  

کلمنت .م. هنری(روابط بین المللی در خاورمیانه ، لوئیس فاوست)

جهانی شدن متضمن حذف موانع میان دولت ها در جهت جریان آزاد سرمایه ،کالا ونیروی کار است. اگر چه کاهش محدودیت های مربوط به نقل و انتقالات کارخانه های تولیدی ،به ایجاد شبکه های فراملی تولید و پیدایش عناصری از جامعه ی مدنی بین المللی انجامیده ،این امر در تسهیل شبکه های تروریستی ، قاچاق مواد مخدر و جز این ها دخیل بوده است ..در خاورمیانه  دامنه ی موانع که باید برداشته شوند به خود رژیم ها نیز مربوط می گردد (تغییر رژیم). برخورد فرایند جهانی شدن بیش از هرجا در این منطقه استراتژیک آسیب پذیر به گونه ای حاد در جریان است . خاورمیانه در تنگنای سلائق نو محافظه کارانه  در دوران بوش و دیگر مؤلفه های جهانی شدن ازقبیل بانک جهانی ،صندوق بین المللی پول و دیگر ارگان های سازمان ملل واقع شده است .

 


به آن اندازه که خاورمیانه به صحنه ای عمده برای عرضه دیدگاه های رقیب در باب نظم نوین جهانی تبدیل شده است درمورد سیاتل یا نیویورک وضعیت چنین نیست .جهانی شدن متضمن حذف موانع میان دولت ها درجهت جریان آزاد سرمایه ،کال و نیروی کار است ،فن آوری های اطلاعاتی جدید ممکن است مشوق دولت ها در حذف این موانع باشد اما جهانی شدن همچون مدرنیزاسیون جاذبه ی جامعه شناختی ندارد . استفاده از برخی ازفن آوری ها ی پیشین همچون نشریات ،روزنامه ها ،تلفن و رادیو های ترانزیستوری سابقا ازشاخص های عمده ی نوسازی درجوامع سنتی محسوب می شد. نوسازی ای که جذاب و به لحاظ مفهومی غیر قابل اجتناب بود.به هرحال جهانی شدن چندان غیرقابل اجتناب نیست زیرا تا حد زیادی به اقدامات سیاسی دولت ها و به ویژه قدرت های بزرگ وابسته است . اخیرا یکی از مفسران پارا فراتر گذاشته وگفته است «جهانی شدن یک اسطوره است ؛درواقع هیچ گاه اتفاق نیفتاده است ...زیرا بیشتر کارخانجات و محصولات تولیدی به صورت منطقه ای و نه جهانی سامان یافته اند»(راگمن ،٢٠٠١، ص ١). در واقع جهانی شدن درمعنای حذف موانع انواع نقل و انتقالات فراملی به گونه ای چشمگیر از جنگ جهانی دوم به بعد درحال افزایش بوده است .دولت های متفق پس از پیروزی در سال ١٩۴۵ با نظم جدیدی مواجه شدند که روند جهانی شدن را تسهیل میکرد.

 جهانی شدن که توسط آمریکا و شرکت های فراملی تبلیغ می شود از دید کشورهای منطقه به مثابه ی شکل جدیدی از امپریالیسم و تهدید ی خارجی برای آن کشورهاست  و این برداشت به سابقه ی ذهنی که از استعمار و معستعمره بودن دارند ، برمی گردد .این کشور ها پدیده ی جهانی شدن را خطرناک می دانند و باترس به آن می نگرند که حتی با حمله ی نظامی نیز ممکن است همراه گردد. مسائل و مشکلاتی که در داخل چه در بخش توسعه اقتصادی و چه در بخش توسعه ی سیاسی با آن روبه رو هستند خود نیز عاملی در برابر آماج جهانی شدن می باشند. توسعه ی سیاسی در بیشتر این کشورها ،نظام سیاسی حاکم را باچالش جدی روبه رو می کند .

در بحث سیاست های تجاری اکثر کشور های منطقه وابسته به تعرفه های اقتصادی وابسته اند . و پیوستن به جریان تجارت آزاد نه تنها صنایع آنها را در معرض نابودی قرار می دهد بلکه قسمت مهمی از درآمد های خود رانیز از دست می دهند. در زمینه سرمایه های خارجی  ، سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در این کشور ها بسیار پایین بوده و در حالی که جهان عرب 4.7 درصد جمعیت جهان رادر اختیار دارند ، کمتر 8/ . درصد سرمایه گذاری های مستقیم خارجی را به خود جذب کرده اند.کشور های خاورمیانه و شمال آفریقا به گونه ای مؤثر خود را با بازارهای مالی جهانی وفق نداده اند .این در حالی است که این منطقه بیش از سهمیه سرانه جمعیت خود کمک های رسمی و وام هی خارجی دریافت کرده است . بخشی از مشکلات کشور های منا در جذب سرمایه های خصوصی به ملاحظات اقتصادی این کشورها گره می خورد و بااین حال رژیم های سیاسی نیز خود یک مانع محسوب می شوند.عدم وجود جریان اطلاعات مورد نیاز سرمایه گذاران نیز مشکل اساسی دیگر این کشور هاست .سرمایه های خصوصی شامل سرمایه گذاری مستقیم خارجی ، اوراق قرضه و بازار سهام می شوند.بسیاری از سرمایه گذاران خارجی در جهان عرب ،اعرابی هستند که با کشور جذب کننده سرمایه پیوند های عمیق سیاسی و فرهنگی دارند.

تنها جذبه ی که در خاورمیانه برای سرمایه گذاری وجود دارد در بخش انرژی است .کشور های منطقه ی منا در مسابقه ی جذب سرمایه های خارجی و در رقابت با سایر مناطق جهان در حال توسعه در وضعیت مخاطره آمیز عقب ماندگی به سر می برند . که بخشی از آن به خاطر در آمد های کلان نفتی ، وجوه ارسالی توسط کار گران خارج از کشور و کمک های خارجی می باشد که باعث شده تا از برنامه های تعدیل درعصر جدید جهانی شدن عقب بیفتاند و بخش دیگر نیز سیاسی می باشد ، افزایش جریان های سرمایه ای مورد نیاز برای توسعه ی اقتصادی پایدار احتمالا مستلزم اصلاحات سیاسی شکننده ای است تا موانع موجود بر سر راه جریان اطلاعات برداشته شود.

در گزارش برنامه توسعه  سازمان ملل که در سال 2002 منتشر شده و پیش نویس آن نیز توسط برخی از روشنفکران واندیشمندان عرب تهیه شده ،به نحو شایسته ای مشکلات جهان عرب در روند سازگاری با جهانی شدن را منعکس کرده است .این گزارش حاکی ازآن است که شاخص های توسعه ی انسانی مانند تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه ملی  به جز چند استثنا ، در این کشور ها در سطح بسیار پایینی قرار دارند. این گزارش از سه کمبود اساسی در جهان عرب پرده برمی دارد که عبارتنداز:ا) فقدان آزادی 2) فقدان زنان توانمند 3) فقدان ظرفیت های علمی و اطلاعاتی . گزارش برای بهبود توسعه ی اقتصادی و فرهنگی ، حکمرانی خوب را پیشنهاد می کند .ایجاد سازو کار های دموکراسی ، افزایش قاطعیت قانون ودستگاه قضایی ،تضمین آزادی مطبوعات و برپایی انتخابات آزاد ... را نمود هایی از حکمرانی خوب می داند .